نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

به نوه چهار ساله ام دعا کنید

عزیز دل مادر ،بعد از بیماری هفته پیش بی اشتهایی شدید داره و نگرانش هستم.مهربانهای  بازدیدکننده از وبلاگم ، با نفس پاک تان  به نوه   نازنینم دعای خیر کنید.نوبت از دکتر فوق تخصص  کلیه گرفته ام براش  ، ولی پدر و مادرش تعلل می کنند.دستم به جایی بند نیست.دعا کنید خدا همت بدهد به پدر و مادرش.او عزیز دل من است.کارم گریه شده است.

خدایا بیماری هر عزیز دل را شفا عنایت فرما.

پی نوشت: ممنون از دعای دوستان عزیزم

نظرات 12 + ارسال نظر
Lily یکشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 23:14

سلام بلا به دوره ان شاالله شما که تجربه درمان دارید امید به خدا درمان میشه

ممنون Lilyجان.بهتره

لیلی یکشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 22:55 http://leiligermany.blogsky.com

پسرای منم مریض میشن مامانم خیلی حرص می خوره ولی ما واقعا حوصله دکتر رفتن نداریم.الان پسر اولی منم دو روزه تب داره و بی اشتهاست مامانم کلی حدس زده ولی من میگم باید صبر کرد

خدا شفا دهد ایلیا و ارمیای عزیز را .واقعا ما نگران میشیم.پدر و مادرا دست تنهان.خسته اند .پزشکان سرشان شلوغه .من از شدت وحشت زدگی گریه می کنم.احتمال میدم به کلیه بچه داره آسیب می رسد.

الف پلف جمعه 10 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 16:55

سلام رضوان جون ، خوب میشه به امید خدا ، دکتر اطفال ویزیت کرده دیگه ؟!

خدا کند.موضوع اینه که اینها فرزندشان را دکتر نمی برند.

مانی جمعه 10 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 06:23

رضوان جان
بلا دور باد.
امیدوارم نوه کوچولو به زودی خوب خوب بشه و نگرانیتان برطرف بشه

ممنون مانی جان.نازنینم.این کوچولو بیگناه است.به نظر من توجه به او وظیفه است.غفلت از او گناهه.آخه اینهمه زیبایی و لطافت چرا مورد لی توجهیست؟آیت اگر پیش من بود چشمام را فرش زیر پاش نمی کردم؟

ماری پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 21:29

مادربزرگ مهربون. نگرانی و حساسیت مادربزرگ ها همیشه خیلی بیشتر از میزان منطقیه. مطمینم حال نوه کوچولو خوبه و بهتر هم میشه.

سعی می کنم نشان ندهم نگرانم ولی پدر و مادرا به ارزش فرزند خود واقف نیستند.دو هفته نه صبحانه نه ناهار نه شام خوردن او کوچکترین اهمیت براشون نداره در حالی که از نظر من فاجعه است.

مهتاب پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 20:51

ان شاالله تن نوه گلتون سالم باشه بلا به دور باشه .

ممنون از دعای خیرتون.مطمئنم اثر دارد.

زینب(مسافر کربلا) پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 19:09

مریضی بچه خیلی دردناک و سخته
مادربزرگ مهربون :قلب
خدا همه بچه ها رو سلامت و عاقبت به خیر کنه

کاش پدرش و مادرش متوجه بودند که بی اشتهایی نکته مهمی است .کم خون است و به این دلیل میل به خوردن ندارد.فعلا شیر و پنیر به نجات جونش رسیده.

مریم پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 15:46

سلام انشالله که بزودی شفای کامل می گیرید
پیشنهاد می کنم از اپ ها و ویزیت های انلاین استفاده کنید.
دکنر زهرا پورنصیری فوق تخصص نفرولوژی کودکان را من پیشنهاد می کنم. خوش اخلاق و کاربلد هستند. من از نزدیک می شناسم

سلام مریم جان.پدر و مادرش اهمیت نمیدن و من پر پر می زنم.کارهای دیگه را اهمیت میدن.

نسیم پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 15:00

از صمیم قلبم برا سلامتی نوه کوچولوتون دعا کردم

ممنون نسیم عزیزم.خداوند سلامتت بدارد.

زهرا پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 13:51

نگران نباشید حتما خوب میشه و اشتهاش برمیگرده ما هم دعا می کنیم.

انشا الله ممنون از دعای خیرتان مهربون

سمیرا پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 12:13

ان شاءالله هر چه زودتر خوب میشه عزیزدلم، من بیشتر نگران غصه خوردن شمام

انشا الله از دعای خیر شما.احساس می کنم عین جوجه نحیف شده.خیلی دوستش دارم.ممنون از محبت شما

ترانه پنج‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1403 ساعت 05:58

به دلت بد نیار رضوان جان. پدر و مادرش هم حتما خودشون حواسشون هست و کارهای لازم رو انجام میدن. امیدوارم که بزودی خوب بشه و نگرانیت برطرف بشه

ترانه جان!سعی می کنم بد به دلم راه ندم.مادر بزرگم هم می گفت «درد مث کوه میاد مث مو می ره»,مامانش هم معتقد است اثر کروناست.و آرو ،آروم بهتر میشه.مث گنجشک چیز می خوره.آخرین روز که دیدم اشتها داشت روز جمعه دو هفته پیش بود.خدا رحم مان کنه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد