نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

خطر از بیخ گوش من گذشت

روز چهار شنبه ،به لطف خدا خیلی زود متوجه شدم نوه شیطون بلای من رفته تو بالکن و از چارپایه رفته بالا تا از طبقه  چهار برادرش کف حیاط مجتمع را صدا بزند وگرنه معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظارم می بود.خدایا نوه ها را فقط برای تماشا شدن به نزد من بیاور نگه داری از اونا برام سخته.ماشا الله به تند و تیزی (فرز بودن و چالاک بودن اونا).

خدا برای من نور چشمانم را محافظت بفرما.

دختر نیم وجبی به قول خودش بزرگ(چهارساله)لحظه ای بر زمین نمی نشیند با عروسک بازی کند.پا به پای برادر ده ساله اش دویدن و پریدن را تمرین میکند .خدا را شکر همسایه طبقه زیرمان کانادا تشریف دارد و گرنه شکایت( سلب آسایش )،به مدیریت می برد.

دیروزپنج شنبه بار ها خوابیدم(چرت زدن)و بیدار شدم تا جبران خستگی چهرشنبه (از 8 صبح تا هشت شب)بشود.

پسر جان به صرف صبحانه تشریف آوردند و بعد شام بچه ها را بردند شاید مادرشان خستگی دفاع از پایان ناه را در کرده باشد.

(روز سه شنبه قبل از دفاع از پایان نامه ،با ماشین ،تو بلوار دانشگاه ،چپ کرده بود وپس از  برخورد به درختچه  وسط بلوار دانشگاه متوقف شده بود).خدا را شکر همه چی به خیر گذشت.

نظرات 8 + ارسال نظر
حکیم بانو دوشنبه 2 مهر‌ماه سال 1403 ساعت 07:35

مسوولیت بچه داری دشوار است. من که فعلا نوه ندارم

آره به خدا.
نوه دار هم میشی عزیزم

لیلی یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1403 ساعت 10:32 http://leiligermany.blogsky.com

آخه چرا این نوه ها اینقده شیطونن؟ ولی انصافا هفته ی سنگینی گذروندین

می بینی؟خدا رحم کرد به من

مرجان بانو شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 19:56

واای فوبیای منم برای نوه ام همینه ،هرموقع خونمون میاد باید چهارچشمی بپامش ،خدا را شکر که خطر از سرهمگیتان گذشت ،خداوند حافظ فرزندان ونوه هایمان باشد

بله مرجان بانو،حق با شماست.امانت اند،این کوچولوها،
خدا به ما رحم کرد

سلام شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 09:41

با درود
خدا چه رحمی کرده است هم به نوه و هم به عروس
یک صدقه برایشان کنار بگذار
عقیقه هم خیلی سفارش شده است
چپ کردن قبل ارائه پایان نامه
چه استرسی بنده ی خدا بهش وارد شده است

بله خدا به من ،به نوه و به مادر و پدرش و جمیع فامیل رحم کرده.
با استرس مضاعف دفاع از پایان نامه کرده.

مانی شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 07:24

سلام رضوان جان عزیز
خوشحالم که همه چی به خیر گذشت.
بلا از شما و عزیزانتان دور باد.

سلام مانی عزیز
واقعا لطف خدا بود در حق من.حفظ امانت مادری که رفته دفاع پایان نامه دکتراش را کنه.

قره بالا جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 23:10

ای وای
خدارو شکر به خیر گذشته
صدقه بذارید کنار رضوان جانم

واقعا خدا باید رحم کند

گیل‌پیشی جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 20:24 http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام استاد عزیزم. خوبید؟
بلا به دور باشه.
خدا شما و عزیزانتون رو حفظ کنه

سلام گیل پیشی جان .پا چشم مون خورده

زهرا جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1403 ساعت 15:36

خدا شما و همه عزیزانتون رو حفظ کنه

ممنون از دعای خیرتون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد