آخرین رمان تونی موریسون، نویسنده آمریکایی می باشد که برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۹۳ شده است.
این رمان زیبا ،بعد جدیدی به آثار تونی موریسون بخشید.
در رمان "خدا به کودک کمک کند"، با زندگی یک زن از کودکی تا بزرگسالی همراه و همسفر می شویم، از زمانی که او تنها یک کودک بازیگوش و ناتوان است تا زمانی که به بلوغ رسیده و کم کم دوران نوجوانی و جوانی را سپری کرده و زنی کامل می شود.
زخم هایی که در کودکی خورده و همراه با آن ها رشد کرده و زخم هایی که در بزرگسالی می زند و می بیند …
<<تونی موریسون >>در این رمان، سوال سختی را مطرح می کند: با گناهان یک کودک چه کنیم هنگامی که آن ها توسط نیرویی که کودک در مقابلش ناتوان بوده ، بوجود آمده اند؟ درد و رنج دوران کودکی چگونه میتواند زندگی دوران بزرگسالی را شکل دهد یا بد شکل سازد؟!
این رمان حامل خشم و اندوه ، به اندازه یک عمر است، که در ماهیت شخصیت هایش ، چکانده شده و با چنگ و دندان به آنان چسبیده است.
<< تونی موریسون>>در این رمان فوق العاده، حقیقت تلخی را در قالب داستانش به چالش می کشاند که می تواند ساعت ها ، ذهن خواننده را، بی آن که به پاسخ روشنی برسد؛ به خود مشغول سازد. گویی باید یک دادگاه جهانی شکل بگیرد و به محاکمه ی گذشتگان بپردازد.
در بخش هایی از این کتاب می خوانید:
منظورم اینه که من ؛ نباید بهش اعتماد میکردم. من سفرهی دلم رو پیشش باز کردم؛ اون هیچچیزی در مورد خودش به من نگفت. من حرف میزدم؛ اون گوش میکرد. بعد هم ازم جدا شد، بدون یک کلمه. دست ام انداخت. دقیقاً همونطوری که سوفیا هاکسلی باهام قطع رابطه کرد. هیچکدوممون حرفی از ازدواج نزدیم، اما من واقعاً فکر کردم مرد خودم رو پیدا کرده ام. «تو اون زن نیستی..» آخرین چیزی بود که انتظار شنیدنش رو داشتم.
به نقل از کتابراه
چه معرفی خوبی بود
متشکرم
دلم خواست بخونمش
اما یه عالمه کتاب نخونده توی کتابخونه ام هست و من نسبت به خوندن تنبل شدم
https://www.aparat.com/v/mgyobقسمت اول
https://www.aparat.com/v/mgyobقسمت دوم
چقدر لذت داره خوندن چیزی که دوست داری
انگار از خودت و بندهای خودت رها میشی و میری تو یه قالب دیگه و چالش دیگه و .....
کتابا خوبند.