هر دو پسرم باحناق ندارند ،گرچه عروس بزرگترم خواهر دارد.بیمار روانی بستری در بخش مردان می گفت :«باجناق وجودش برای ادم،مث سوراخ آخرین کمر بند است».و من خیلی مایل بودم دانشجوهای پسر به من نیز بگویند چرا خنده شان گرفت از استدلال او.
من جاری ندارم ولی دو تا خواهر دارم که در نتیجه سه تا باجناق میشن . عموما کم حرف هستند و چون شعل هاشون مشابه هست حرف از مقاله و کلاس و درس می زنند و البته به نظرم خود خواهرها در ایجاد فضای اعتماد و رفع کدورت های احتمالی نقش فعالی دارند. جاری خوب هم احتمالا وجود داره ولی ادم بدگویی از خانواده ی همسر پیش هیچ کس نگه به نفع خودشه
داشتن جاری خوب نعمت است مامانم با جاری اش خیلی خوب بودند و به ما خوش می گذشت در مهمانی رفتن خونه شون.
خودم هم پنج تا جاری داشتم که باهاشونروزها و ماه ها و سال های خوبی داشتیم مسافرتها رفتیم و چون برادر ها همدیگر را می پرستیدند به ما ها در کنار هم خوش می گذشت کاش باجناق ها هم با هم سازگار باشند مبادا خواهر ها مشکل پیدا کنند.
منظورشون به درد نخور بودنه من جاری ندارم و ای کاش داشتم تا هم خودم عیوبمو بهتر ببینم هم خانواده همسرم ! چون اینطوری این تصور هست که مثلا در فلان مورد من حساسم یا من فکر میکنم طرف مقابلم انتظار بی جا داره و... در کل تجربه من میگه داشتن این نسبت از افراد تو زندگی مفیده حتی باعث پیشرفته
اگر جاری داشتید مرتب برایتان از آزارهایی که در خانواده شوهر دیده می گفت ،چون احتمال می داد شما نیز همان ازار ها را دیده اید.غافل از آنکه دوتا جاری کپی برابر اصل هم نیستند و احساسات شان متفاوت است.آن وقت اگر با او جفت می شدید خانواده همسر آزار می دید و اگر جفت نمی شدید پشیمان می شد برایتان از آزارها گفته و پیش دستی می کرد مبادا خانواده همسر را مطلع کنید از رنجش هایش و در هر حال سختی می کشیدید
با درود اتفاقا ما هشت باجناق بودیم یکی که فوت شد ولی بچه هایش الان بسیار رابطه شون با ما خوب است دومی عرب است یک مدتی خیلی با ما خوب بود ولی ترجیح داد قطع رابطه کند سومی هم دلسوز که شغل دخترم مدیون سفارش او هست بعدی خوزستانی خون گرم بسیار آقا آخری اش زحمت کل خانواده گردنش هست خانواده دوست داشتنی ایی دارد یکی دیگر متاسفانه با وجود اینکه خیلی خوب بود از دست زنش فراری شد خود من هم همهی فامیل میگن خیلی خوب هست به جز عیالم ! که دقیقا راست میگه
خدا حفظ کند همسران تان را که در تلطیف جو عاطفی کوشا بوده اند.
من جاری ندارم ولی دو تا خواهر دارم که در نتیجه سه تا باجناق میشن . عموما کم حرف هستند و چون شعل هاشون مشابه هست حرف از مقاله و کلاس و درس می زنند و البته به نظرم خود خواهرها در ایجاد فضای اعتماد و رفع کدورت های احتمالی نقش فعالی دارند.
جاری خوب هم احتمالا وجود داره ولی ادم بدگویی از خانواده ی همسر پیش هیچ کس نگه به نفع خودشه
داشتن جاری خوب نعمت است مامانم با جاری اش خیلی خوب بودند و به ما خوش می گذشت در مهمانی رفتن خونه شون.
خودم هم پنج تا جاری داشتم که باهاشونروزها و ماه ها و سال های خوبی داشتیم مسافرتها رفتیم و چون برادر ها همدیگر را می پرستیدند به ما ها در کنار هم خوش می گذشت کاش باجناق ها هم با هم سازگار باشند مبادا خواهر ها مشکل پیدا کنند.
منظورشون به درد نخور بودنه
من جاری ندارم و ای کاش داشتم تا هم خودم عیوبمو بهتر ببینم هم خانواده همسرم ! چون اینطوری این تصور هست که مثلا در فلان مورد من حساسم یا من فکر میکنم طرف مقابلم انتظار بی جا داره و...
در کل تجربه من میگه داشتن این نسبت از افراد تو زندگی مفیده حتی باعث پیشرفته
اگر جاری داشتید مرتب برایتان از آزارهایی که در خانواده شوهر دیده می گفت ،چون احتمال می داد شما نیز همان ازار ها را دیده اید.غافل از آنکه دوتا جاری کپی برابر اصل هم نیستند و احساسات شان متفاوت است.آن وقت اگر با او جفت می شدید خانواده همسر آزار می دید و اگر جفت نمی شدید پشیمان می شد برایتان از آزارها گفته و پیش دستی می کرد مبادا خانواده همسر را مطلع کنید از رنجش هایش و در هر حال سختی می کشیدید
برداشت من این بود یوقتی میرسه که به کمکش نیاز پیدا میکنیم و فقط اونه که هست که کمک کنه
تیر آخر کمانگیر
کلی با کامنت قره بالا خندیدم
با احساس معنا کرده بودند.
با درود
اتفاقا ما هشت باجناق بودیم
یکی که فوت شد ولی بچه هایش الان بسیار رابطه شون با ما خوب است
دومی عرب است یک مدتی خیلی با ما خوب بود ولی ترجیح داد قطع رابطه کند
سومی هم دلسوز که شغل دخترم مدیون سفارش او هست
بعدی خوزستانی خون گرم بسیار آقا
آخری اش زحمت کل خانواده گردنش هست خانواده دوست داشتنی ایی دارد
یکی دیگر متاسفانه با وجود اینکه خیلی خوب بود از دست زنش فراری شد
خود من هم همهی فامیل میگن خیلی خوب هست
به جز عیالم !
که دقیقا راست میگه
خدا حفظ کند همسران تان را که در تلطیف جو عاطفی کوشا بوده اند.
چون به هیچ دردی نمیخورن
یکی می گفت سوراخ آخر کمر بند مال زمانی است که فرد شکم گنده شده باشه و داره غزل خداحافظی را میخونه و باجناق هم در لحظات اخر به سر جون آدم می رسه.