در آینده میخواهی چکاره شوی؟(موضوع انشا)
یادم نمیاد معلم کلاس چندم علاقه مند بود بچه ها برای آینده خود چه نقشه ای در سر می پرورانند.
حتما برای این موضوع من نیز چیزهایی نوشته ام .اما نه آنچه شدم.
مطمئنم کسی ننوشته زنی خانه دار با چند تا بچه قد و نیمقد(شغل مادری)
هیچ روز از پدرم نخواستم برایم کمی توضیح دهد تا بتوانم انشا بنویسم.
نمیدانم با این معضل(چگونه بنویسم)به کمک چه کسی کنار آمدم.
فقط یادمه سر امتحانات نهایی دبیرستان دو تا موضوع داده بودند و من هر دو را نوشته بودم از سر جلسه برخاستم پشت سرم زهره جون دوست نازنینم نشسته بود گفت نمیدونم چی بنویسم من یکی از دو موضوع را که چرک نویسش دستم بود گذاشتم زیر دستش و از جلسه خارج شدم .دیروز اومده بود با خانم همسایه مون برود پیاده روی مرا غرق بوسه کرد و گفت این خانم نوشتنش حرف نداره انشای امتحان نهایی مون را با کمک گرفتن از چرکنویسش توانستم بنویسم .زهره همسایه خیابون کناری ماست دو تا پسر و دوتا عروس داره و در زندگی خود با کدبانو گری موفق است معلم دوره راهنمایی بوده باز نشسته شده و هر سال برام تبریک روز تولد می فرسته .سبزی قرمه سبزی برام درست می کنه اونم از بهترین نوع سبزی.