پنجره جو هری(هاری)
دوتا خط عرضی رو تخته کشیده و
وبا یک علامت جمع(+) به چهار قسمت مساوی(چهارتامربع) تقسیمش کرده، در هرکدام چیزایی نوشته که برام خوانا نیست .حالا توضیحات هر کدام از چهار قسمت را داره ضبط می کنه برای دانشجوهاش.
یه قسمت از شخصیت مون را خودمون می شناسیم و به دیگران میگیم اینجوری ام .مثلا من آدم رو راست یا رُک هستم.من خیلی حساسم.من آدم تو دل برویی هستم .من آدم زود رنجی هستم.من آدم کنجکاوی هستم.من آدم ریز بین و نکته سنجی هستم.همه میگن موافقیم.همین جوره.استنباط ما هم از تو همینه.
اما یه قسمت دوم شخصیت مون را از دیگران مخفی می کنیم و با هیچکی در میون نمیذاریم و همش نگرانیم کسی به ان دست پیدا کند (راز های مان است).
قسمت سوم شخصبت مان ،که دیگران درباره ما نظر میدن و ما یا خوشحال میشیم که این استنباطی را که از من داری، درسته ، یا به شدت مخالفت می کنیم،نه اینجور نیست.(مقاومت می کنیم ،ولی خب اثریست که از ما بر دیگران گذاشته شده است.)(مثلا همسر تون به شما میگه تو آدم وقت نشناسی هستی.خواهرتان به شما میگه آدم متوقعی هستی.دوست تان میگه تو آدم سر و ساده ای هستی .معلم تان میگه تو آدم نکته سنجی هستی . بیمارتان میگه تو آدم دلسوزی هستی.).
چهارمین قسمت :«این قسمت از شخصیت را نه خودت میتونی تعریفی ازش بدی نه دیگران .به این قسمت میگن قسمت نا خودآگاه شخصیت که بر همه رفتار های آگاهانه شما دست اندازی میکنه مثلا میگی از دهنم پرید اینو گفتم ،تصمیم نداشتم بگم .
یا رنگ از روی شما میپره وقتی کسی را که می بینی که قبلن ها دوستش داشتی (از پریدن های رنگ و از طپیدن های دل عاشق بیچاره هر جا هست ،رسوا می شود).
سرچ اینترنتی کنید بیشتر آگاه می شوید منظورم را.
دارم به این فکر میکنم چرا این روزها با چهارخونه (پنجره) سرکار دارم؟ مثلا ماتریس swot یا مثلا ماتریس قدرت-منفعت