نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

معضل خیانت در بین جوامع انسانی


خانم دکتر تو وبلاگ شون نوشته بودند

وقتی انسانی مورد خیانت قرار می‌گیره، یکی از کارهایی که می‌کنه اینه که ببینه

محبوب همسرش کی بوده؟

چه شکلی بوده؟

چه حسنی داشته که خودش نداشته؟

بعد می‌نشینه اشتباه های خودش رو ردیف می‌کنه و عیبهای خودش رو پیدا می‌کنه.

این دو تا تصویر رو می‌گذاره کنار هم

و قیاس می‌کنه

 و گاهی افسرده میشه و گاهی خشمگین.


من فکر می‌کنم وقتی خیانتی رخ داده ، هیچ چیزی یک طرفه و مربوط به یک نفر نیست.

پای چندین انسان در میانه.گاهی حتی بیش از دو نفر.

آدمها به خاطر حسن یه نفر و با عیب دیگری عاشق و فارغ نمیشن.

کل مجموعه اون فرد را پسند می‌کنند یا دوست ندارند.

ممکنه همون زنی که مورد خیانت واقع شده( حتی با همون مشکلات اخلاقی و شخصیتی و رفتاری)  ایده‌آل ذهنی یه مرد دیگه باشه یا بر عکسش.

ماجرا خیلی پیچیده‌تر از جور بودن و نبودنه.


چقدر خوبه نویسنده وبلاگ یه دکتر باشه


یه آقایی به دفتر مشاوره درمانگاه (که من اونجا مامور به خدمت بودم)رجوع کرد گفت من روستاییم اومدیم شهر با زنم .حالا متوجه شده ام زنم به من خیانت کرده .بهش بگین دروغ نمیگم بلوف نمی زنم واقعا مصمم هستم بکشمش گورش را گم کنه از خونه ام برود

به خانومه گفتم راست میگه می کشدت برو

خانومه گفت من جایی را ندارم که برم بکشد

آقاهه میگفت به خاطر بچه هام این فرصت را بهش میدم که بره

ولی زن گفت یا خونه این مرد یا مرگ میمانم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد