نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

قضیه کبک و سر زیر برف کردن

در جامعه ای زندگی می کنیم که کار نیست ؛در آمد نیست؛نیازهای مالی مردم برآورده نمیشه؛حقوق ها مکفی نیست؛زنان جوانی در اطراف خود مشاهده می کنیم که...

دیشب تا ساعت دوازده و نیم بارون می آمد؛ساعت سه و نیم نیمه شب شده بود که دیدم دختر بیست و چهارساله همسایه با کوله پشتی خود از محتمع مسکونی زد بیرون(به خیابان).تعجب کردم؛هراس ندارد!

متعاقب بیرون رفتن او یه اتوموبیل از داخل مجتمع هم به بیرون رفت(راننده ان را نشناختم)تو شهر چه خبر است.؟

پژو ۴۰۵ بود ولی شماره اش را بر نداشتم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد