نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

خوردم تا حد ترکیدن

مدتی است بلاگ اسکای تغییراتی کرده که نوشتن ها ی من کم شده.

امروز دیدم دوستی نوشته بود وقتی به هم می ریزم رو به خوردن میارم و آنقدر میخورم که می ترکم و البته بعد پشیمان می شوم که حاصل مدتها حفظ رژیم ام را...

بی اعتنایی به فرمان های ذهن(که پس رژیمت چی میشه)؟؛اولین کاریست که از ما بر میاد .درسته زور ما به دیگرانی که در ناکامی ما نقش داشته اند نمیرسد ؛زورمان به خود مظلوم مان که میرسد.

گفتم دیگرانی که در ناکامی ما نقش داشته اند؛منظورم دقیقا چه کسانی است؟ما نیاز به محبت داریم نیاز به احترام داریم نیاز به مقبولیت(پذیرفته شدن)داریم خب آن کسانی که اگرمتکبر نباشند و متواضع باشند یا خود دوست نباشند و کمی هم دیگر دوست باشند و میتوانند نیاز های ما به محبت و احترام ومقبولیت را بر آورده کنند و نمی کنند.

تو که می بینی یه نگاه محبت آمیز تو ،یه اقدام مهربانانه و انسان دوستانه تو گره از کار کسی باز میکنی و دریغ ممی کنی.

قبلا هم گفته ام نیاز های ما اعم از جسمانی(نیاز به خواب و خوراک و...)ونیازهای روان ما(نیاز به محبت  واحترام و پیشرفت)اگر بر آورده نشود به درجاتی ناکام می شویم و فردی که ناکام شده با پتانسیل خشم که در اندرونش زبانه می کشد به سوی رفتار پرخاشگرانه (چه به سوی دیگران و چه به سوی خود)می رود .رفتار پرخاشگرانه به محیط اطراف مث آزار حیوانات شکستن و تخریب درختان (یا اشیا)و رفتار پرخاشگرانه نسبت به خود(مثل بی اعتنایی به دستورات بهداشتی«از جمله رژیمم» ،سیگار کشیدن و عدم تبعیت از دستورات دارویی)

خب چکار کنیم وقتی خشمگین هستیم تا نه به محیط ضرر بزنیم نه به خود؟

راه های تخلیه خشم بوکس زدن به کیسه  بوکس با خود گفتن که (این نیز بگذرد)یا راه رفتن آرام یا ...

اگر پیامی که به ذهن ما می رسد این باشد (من برای رشد خود به این محرومیت محتاجم)یا (ببین آسمون به زمین نیامده ها)یا(این مشکلیست که خیلی ها با آن مواجهند) یا(شما بگو)

آنچه مسلم است باید به رسمیت بشناسیم محرومیت باعث خشم ما شده و مرحله بعد باید این خشم بشود موتور محرکه جست زدن به سوی موفقیت و کاستن از قدرت تخریبی آن


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد