تو اتوبوس به سوی مرکز خرید و بعد کمی پیاده روی برای سلامتی کاهش یافته ام،شاید بیاد بیاورم روز های اوج احساس سلامتی ام را.
دیروز آرزوی دیدار نوه قند و عسلی ام براورده گردید و از نه(۹) صبح تا نه (۹)شب...ولی امروز می بینم خیلی خسته ام.چرای آن را نمی دانم.ولی روحم شاده.
خدا حفظتون کنه، بچه داری زحمت شیرینیه

ممنون از دعای خیر تان
روز مادر با تاخیر مبارک

خدا مادر مهربان تان را برای آرامش دلت حفظ فرماید.ممنون
