نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

نوه ها شیرین(همچون قند/عسل)اند

تو اتوبوس به سوی مرکز خرید و بعد کمی پیاده روی برای سلامتی کاهش یافته ام،شاید بیاد بیاورم روز های اوج احساس سلامتی  ام را.

دیروز آرزوی دیدار نوه قند و عسلی ام براورده گردید و  از نه(۹) صبح تا نه (۹)شب...ولی امروز می بینم خیلی خسته ام.چرای آن را نمی دانم.ولی روحم شاده.

نظرات 2 + ارسال نظر
سمیرا پنج‌شنبه 6 دی‌ماه سال 1403 ساعت 01:15

خدا حفظتون کنه، بچه داری زحمت شیرینیه

ممنون از دعای خیر تان

قره بالا چهارشنبه 5 دی‌ماه سال 1403 ساعت 20:42

روز مادر با تاخیر مبارک

خدا مادر مهربان تان را برای آرامش دلت حفظ فرماید.ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد