ازسفر که برگشته ام،با خونه سرد کنار نمیام.همش تو آشپزخونه گرم میمونم.می نویسم.آشپزی می کنم.دراز می کشم.انگار حرارت خونه قهر کرده رفته.همسایه مون لاهیجان خونه داره یک ماه دوماه که میره شوفاژ خونه اش را خاموش نمی کنه ،همسرجان برای سفر چند روزه گاز خونه را قطع کرد رفتیم.پول گاز هم مشترک است.عجب مردیه!میگه از نظر امنیت ساختمان این کار درسته.حالا خونه با ما سر لج افناده گرماش بر نمی گرده،مجبورم لباس زیادتر بپوشم.انگار جای خالی دوتا پسر تو خونه نمود پیدا کرده.چه زود بد عادت میشم!اولین بار بود جایی با هردوشون و نوه ها جمع بودیم.همسایه شون خانم محترمی بود ،برای کمک به اونا اومده بود مبادا عروس جوان ما مقابل خانواده شوهر کم بیاره.یه جمع ده دوازده نفره مهربون.
با درود
فکر می کنم همسر درست تصمیم گرفته
ما هم وقتی سفر می رویم گاز و آب را می بندیم
ولی برق به خاطر وجود یخچال هست
اینطور موقع ها از بخاری گازی یا برقی باید کمک گرفت
پس یکی از اون بخاری گازی ها باید در انباری داشته باشیم
ان شاءالله همیشه به شادی

ممنون عزیز مهربون
خونه دلت گرم باشه رضوان جان
چه دعای قشنگی!ممنون