نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

بازارچه ای برای فعالیت فوق برنامه بچه ها

تو مدرسه نوه جون بازارچه خیریه برپا شده عروس جانم برای نوه بساط فروش سیب‌زمینی خلال شده / سرخ شده  گذاشته.بعضی بچه ها نون و پنیر تزیین شده با شاخه گل عروس آورده اند.یه نفر اسنک ویکی توپ آورده بود.

نظرات 3 + ارسال نظر
آلما دوشنبه 16 مهر‌ماه سال 1403 ساعت 12:36

چه فکر خوبی بوده
هم واسه بچه های نیازمند
هم واسه آموزش به دانش آموزان
من البته ترجیحم نون و پنیر و سبزیه
نمی‌دونم چرا سیب زمینی اصلا دوست ندارم

بازارچه هیریه برای برنامه های جنبی مدرسه(پرورش)است.بعضی بچه ها اسنک و بعضی نون و پنیر و بعضی کیک مامان پز آورده بودند.

سمیرا دوشنبه 16 مهر‌ماه سال 1403 ساعت 11:46

خدا اجرتون بده اینجوری هم بچه لذت معامله رو متوجه شده و هم لذت کار نیکو

قرار مدرسه این بوده که هر روز دانش آموزان یک کلاس به کمک والدین شان بازارچه خیریه را اداره کنند.یکشنبه ساعت هشت پسر ارشد زنگ زد فرزندم به کمک من و مادرش یه میز داره فقط کمک کن فروش اش را.چون هم من وهم مادرش فرصت یاری رسانی در فروش نداریم .قبول کردم و تا ساعت یازده در زنگ های تفریح کنار نوه ماندم.بچه ها شیرین زبان و من شرمنده که بضاعت مان اندک بود.معلم کلاس ششم با دیگ اش رشته پذیرایی را به پسرش سپرده بود.هم فال و هم تماشا بود.او قدرت خوبی داشت.چون معلم بود

سمیرا یکشنبه 15 مهر‌ماه سال 1403 ساعت 11:34

ماشاالله به عروس، چه فکر بکری سیب زمینی سرخ کرده رو همه دوست دارن ولی نون پنیر خیلی طالب نداره حالا فروش چطور بود؟ استقبال کردن؟ من همیشه پایه سیب زمینی سرخ کرده هستم

سیب زمینی پوست کنده شده خلال شده سرخ شده طالب فراوان داشت و بچه کلاس ششمی مواجه شده بود با تقاضای خارج از توان سرویس دهی و سود فراوان برد و پس از کسر مخارج سود ها تقدیم شد به صندوق کمک به دانش آموزان بی بضاعت مدرسه .تجربه خوبی بود برای نوه جان و کمک اندک من برایش غنیمت بود.گرچه از حوصله من خارج بود.
حق دارید دوست داشته باشید.خوشمزه است.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد