نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

اولین فرزند

سی و نه سال پیش در چنین روز اولین روزی بود که مهر مادرانه تحت تاثیر قرارم داد وقتی صدای گریه نوزادم را شنیدم.آن سال نوزادان بعد از تولد در اتاق نوزادان مبتلا به بیماری با   استافیلوک طلایی می شدند لذا نوزادم را ترخیص کردند بعد از ویزیت پزشک نوزادان.ومن بیقرار دیدار چهره مثل گل او بودم تا از بخش مامایی ترخیص شوم.

حالا دوتا نوه دارم که از خودش شیرین ترند برایم.

نظرات 8 + ارسال نظر
فاضله سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 18:45 http://golneveshteshgh.blogsky.com

گیل‌پیشی جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 18:11 http://Www.temmuz.blogsky.com

تولدشون مبارک. خدا حفظشون کنه. همیشه سایه‌تون بالاسرشون باشه

ممنونم از پیام تبریک تان خدا شما و ایشان را شاد و موفق گرداند.

سلام جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 17:27

پسر من ۳۷ ساله است
فردای اربعین بعد چند روز تاخیر به دنیا اومد
پتو را کنار زدم شروع کرد واق واق بلند
به همسرم گفتم این بچه خیلی شکمو هست !
هنوز هم همسرم می گه پسرت را خوب شناختی !

خدا حفظش کند.ماه محرم دنیا آمده؟

نسیم پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 16:05 http://nssmafar.blogfa.com

خدا یرا هم نگهتون داره

خدا فرزندان شما را هم نور چشمان تان قرار دهد.

Lily پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 06:21

سلام تولدشون مبارک چه قشنگه نوه داشتن و فرزند خوب تربیت کردن مادرانگی حس ناب و کمیابیه

ممنون لیلی جانم.لذت داشتن فرزند را کاش مادران مان به ما متذکر می شدند اما نوه شیرین تر است.

قره بالا پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 00:31

تولد گل پسرتون مبارک
ان شاءالله همیشه سایتون بالا سرشون باشه

ممنون قره بالا جون.از پیام تبریک و آرزوی خیرتان

Pari چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 17:28

سلام بانوجان
تولدشون رو تبریک میگم
حال خودتون امروز بهتره؟ ورم دستاتون کمتر شده؟
امیدوارم ورم دستاتون از بین رفته باشه

سلام پری جان.ممنون.بله بهتر شده

سمیرا چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1402 ساعت 14:12

تولدشون مبارک

ممنون سمیرا خانم مهربون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد