نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

ازدواجی که 26 سال عمر داشت

نحوه اشنایی امیر حسین با همسرش مژکان جالب بود رفته بودند تولد الهام ،دوست مژگان .امیرحسین دوست برادر الهام تو اشپزخونه مستقر بوده .قرار شده بوده بچه ها ساندویچ شون را خودشان آماده کنند بعد بروندآشپزخونه نوشابه از امیر حسین بگیرند همه دخترا وقتی از آشپزخونه بر می گشتند تو جمع می گفته اند پسری که دوست داداش الهام است و نوشابه باز می کنه چه خوش تیپه!

نظرات 6 + ارسال نظر
سمیرا چهارشنبه 29 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 16:32

در نور و آرامش الهی باشن و خانواده شون در پناه خدا

الهی آمین.ممنون

قره بالا سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 22:21 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

خدا رحمت کنه

خداوند روح پدر خوب و موثر شما را نیز شاد فرماید.

سلام دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 06:35

با درود
عنوانش این نتیجه را می دهد
که ته اش به خوشی تموم نشد

برادرم بود که فقط ۴۸ سال و هفت ماه زندگی کرد و دختر ۲۵ ساله و پسر بیست ساله اش را در دنیا تنها گذاشت با همسری که او هم جوانست هنوز.

نسیم یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 08:26 http://nssmafar.blogfa.com

رضوان جانم
حرفت به دلم نشست چون حرف حق بود
من باید ناشنوا و نابینا میبودم
من یک نقطه بزرگ جلوی این ماجرا میذارم و میگم سر خط
و تمام

لیلی جمعه 24 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 15:28

به پای هم پیر بشن. آشنایی اولیه بامزه‌ای بوده

اینم نوعی آشناییه

گیل‌پیشی جمعه 24 آذر‌ماه سال 1402 ساعت 13:09

الان طلاق گرفتن؟

نه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد