جدیدترین چیزی که من یادگرفته ام اینه که با کسانی که سمی هستند فاصله ات را حفظ کن ،به کلامی دیگر اگر کسی ناراحتت می کنه خودت را ازش بگیر(دور کن)مبادا آسیبت بزنه.
یه عزیزی در خانواده (فامیل)ما هست هر وقت منو می بینه یه چشمه از تفاوت های مادرم را به من میگه که خودش را توجیه کنه.من اصلا اهمییتی نمیدم مادرم با او چه رفتارهایی داشته او برای من مادر بوده و اتفاقا مادر مهربان و شیرین و راضی کننده.چون نسبت به مادرم تعصب و تعهد دارم و جواب او را دادن خلاف ادب و احترام می دانم ازش فاصله می گیرم .این شخص علاقه دارد با من در ارتباط باشد و هر چند وقت یکبار یه تکه هم به خودم بندازه و عجیب بهش سخت می گذره ندیدن من.تا حالا بهش تذکر نداده ام حد خود را بداند .توجیه میکند میخندد و لذت می برد منو کنف کند.طفلکی به همه میگه من افسرده و دل مرده ام.مادرم در خانه زیاد تنهایم گذاشته.در سن کم شوهرم داده.خانواده شوهر با من بد رفتاری کرده اند .الان هم دوتاعروسم و دخترم که ازدواج کرده اند حاضر به معاشرت با من نیستند .آن پسر 52 ساله ام هم که ازدواج نکرده سعی می کند از خانه دور باشد و من بیشتر مواقع تنهام.
بهش دعا کنید در سن 76 سالگی خدا بهش آرامش دهد.این اردیبهشت با کیک تولد خونه اش می رم و ساعات کمی در حضور جمع باهاش می مانم و بر می گردم.حتی اگر ازش دلخورم.واسه روحیه خودش.چون به هر حال با من نسبت دارد.
هروقت درمورد تنهایی کسی چیزی میخونم یا میشنوم یاد مامانم میفتم و غصم میگیره
اونم از تنهایی و غصه این حرفا رو میزنه
به دل نگیرید
خدا فرزندان مادرتان را نور چشمان شون قرار دهد.
چقدر بده که کسی با حرفش دیگران رو نیش بزنه. عقده های خودش و حسادتش و نشون میده
بله چقدر هم بده که کسی متوجه نباشه داره با کلامش به کسی اهانت میکنه.
بعضی افراد تو را دوست ندارند،فقط نمیخوان تو را از دست بدهند.اونا تو را میخوان ولی نمی خوان کنار ت باشند.اونا دلتنگ تو هستند ،اما دلتنگ بودن با تو نیستند.اونا تو را به عنوان یک دارایی دوست دارند نه یه فرد مستقل.با حرف زدن شون به بهترین شکل ممکن تو را دوست دارند.اما در عمل با کاراشون باعث میشن احساس کنی هیچکس تو دنیا دوستت نداره (برای هیچکس دوست داشتنی نیستی)
یعنی ایشان با وجودیکه تحسینم می کند دوستم ندارد؟
کار خوبی می کنید فاصله تان را حفظ میکنید
این آدما کمبودها و نداشته های خودشون رو اینجوری جبران میکنند
متوجه نشدم این پیام یه کنایه بود یا جمله انگیزشی؟
ممکنه توضیح بدهید.من با این دوست نداشتن همیشه مشکل داشتم.
نداشتن دوستانی که هدف شان شکستن غرور شماست تا شاید دلشان آرام گیرد یا خنک شود بهتر است از داشتن چنین دوستان
متوجه نشدم
ایشون پسر 52 سالش حاضر نیست باهاش زندگی کنه یا داره به شما تیکه میندازه
جناب امید !
ایشان سه فرزند پسر دارد که یکی از آنها پسر مجرد 52 ساله ای است که علیرغم ازدواج نکرده بودن در خانه اش کم پیداست.
به من تیکه انداختنش ،ربطی به وجود پسر مجرد او نداره.طفلک از بچه شانس نیاورده.و حواسش هست مادر من از بچه شانس داشته.
به احتمال قوی خود را شایسته توجه میداند و متعجب است چرا ما مادرمان را توجه میکردیم.روحش خبر ندارد که ما هنوز هم به مادرمان اهمیت میدیم به طوری که اگر ائ درباره اش چیزی بگوید ناراحت می شویم.بحث مقایسه است.
خیلی دوست دارم بهش بگم راجع به مادر من صحبت نکن در دلت نگه دار سعی نکن نظر مرا تغییر دهی او برای من عزیز باقی خواهد ماند .
رضوان جانم درین که ایشون آسیب جدی دیده شکی نیست. اما این که تو نقش قربانی فرو رفته و داره به شکل منفعلانه ای به اطرافیانش واکنش ناراحت کننده نشون میده کارو برای ارتباط باهاش سخت میکنه.
شما هم سختتون شده.
هر وقت به من زنگ بزنه میگه بازم من بودم تماس گرفتم ،دستکاری روانی می کنه مرا.
همه آدمهای سمی در فامیل نزدیک دارند.یه خواهرم خودش را فدا می کند به اسم صله رحم.بهش می گم برای گرم کردن دیگران خودت را آتش نزن.
تنهایی خیلی بهتره.البته اغلب کم رو بودن ما اجازه تنهایی نمی دهد.عادت کردیم به کولی دادن.
فریبا جان!حق با شماست .همه ما در فامیل نزدیک ،افراد سمی داریم که بنام صله رحم خود را مجبور(یا ملزم)به ارتباط با آنان می دانیم.خیلی قشنگ فرمودید برای گرم کردن آنان خود را به آـش کشیدن عاقلانه نیست.و تنها بودن ارجح است به هم نشین بد داشتن .نه تنها کم رویی ما(ناتوانی در نه گفتن)بلکه عادت داشتن به حفظ رابطه(به قول شماا کولی دادن؟9 اجازه رهایی به ما نمی دهد.ولی من با احترام هرچه تمام تر فاصله گرفته ام.کاش او کمتر آزار ببیند ولی از دست من برایش کاری ساخته نیست.چون در تعارض قرار گرفته ام بزنم تو ذوقش؟یا خود را کنار بکشم و کنار گذاشتن او را انتخاب کرده ام.