نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

عید اومد بهار اومد ...

چه سال هایی عید را دیده ام.

این 67 مین  بهار است که من شاهد آن بوده ام.

سال سی وهشت( 38)تو قنداق در حالی که یک ماه و چند روز داشته ام.سال سی و نه(39)در حالی که چهار دست و پا تا وسط سفره هفت سین پیشروی می کرده امو سال چهل(40)در حالیک داشته ام به برادرم که مشغول شیر خوردن از مامانم بوده حسادت می کرده امو سال چهل و یک(41)در حالیک با خواهر دو سال بزرگتر از خودم در حال رقابت بوده ام و سال چهل و دو (42)در حالیک با داداش دو سال کوچکتر از خود و خواهر دو سال بزرگتر از خود و مامان و بابا و دو تا داداش اول و دوم رفته بودیم تو باغ پسر عمه بابا تو آلاچیقو سال چهل و سه..........


نظرات 6 + ارسال نظر
سمیرا یکشنبه 10 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 18:57

سلام بانو جانم، عید فطر رو بهتون تبریک میگم نماز روزه تون قبول حق

سلام سمیرا جان.عید فطر بر روزه داران مبارک باد.

قره بالا جمعه 8 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 23:16

داشتم پایتخت رو میدیدم
شری اصفهانی حرف می‌زد
یاد شما افتادم دلم براتون تنگ شد
کاش میومدم اصفهان میدیدمتون

گاهی لازمه یه تصمیم بگیری .اینکار را بکن.باعث خوشحالی من میشی.

تیلوتیلو چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 14:53

سالهای سال شاد و سلامت باشی عزیزدلم

ممنون تیلو جان.به همچنین شما

سمیرا چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 13:06

سلام رضوان جانم بامزه توصیف کردین ممنون از پست قشنگتون

سلام سمیرا جان.گاهی مشغول این حساب ،کتابا میشم.طفلک مادران قدیم .مامان ازاین برادرم ۲۵ سال بزرگتر بوده است.

الف پلف چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 08:46

سلام ، بامزه بود ، مخصوصا تصورتون از خودتون سال ۴۰

سلام عابر جان.برادرم متولد اسفند سی و نه است .و فروردین چهل مامان بهش شیر می داده.حتما از اینکه نوزاد جدید متولد شده حای مرا در آغوش مادر اشغال کرده در پیچ و تاب بوده ام.

حسین چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1404 ساعت 07:55 https://darfarasoyzendegi.blogsky.com/

سلام و درود
فرا رسیدن نوروز باستانی و سال نو و بهار نو مبارک و فرخنده باد
سایه تون بر سر عزیزانتون مستدام

امیدوارم هر بهار و این بهار شاد و امیدوار باشید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد