وامروز سومین روز بود که نوه ها را در کنار خود داشتم شان چون مادرشان در سفر کاری بود.
و امروز پنجمین حلسه مشاوره تلفنی ام با مشاور همکده بود که باورم نمی شد گره از کارم واشود.
و فردادا هفتمین جلسه یوگاست که سرپرست باشگاهش داور توانایی در مسابقات استان است.
و با تاسف فراوان از داغدار شدن همکلاس دوران دانشجویی ام باید بگم که دخترش استاد دانشگاه تهران را از دست داد.
چه خوب که با نوه هاتون وقت گذروندین.
آره.نوه جون کوچولو را برای اولین بار در عمر سه ساله اش ، حمام دادم و موهاشو مطابق میل خودم حالت دادم واقعا خوش گذشت گرچه گاهی بغض و اشکش در دوری از مادرش ،دلمو کباب می کرد.
امید که هر روز بهتر از دیروز باشید
ممنون، عزیز زیبا از دعا خیرتان
خداروشکر مشکل حل شده
خدا رحمتشون کنه
و به دوستتون صبر بده
کمی تا قسمتی در پیگیری شکایت هام سست شده ام.منو راهنمایی های خوبی کردند ..خدا رفتگان شما را نیز مورد لطف و رحمت خود قرار دهد.