نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

رسوای زمانه منم،دیوانه منم

واژه «دیوانه »،غلط مرسوم است.

اگر معتقدید« دیو»همان «جن » وجود دارد ،پس در انسان حلول کردنش می شود دیوانه.

(فرد دیوانه شده ،از زبان دیو«جن» سخن میگوید،پس تعحب نکنید که شبیه تان نیست،سخن  گفتن اش).بدن انسانی او «مدیومی »است برای  احرای منویات حن.


بیت شعر :

«کیست این پنهان مرا در جان و تن؟

کز زبان من ،  همی گوید سخن»


اشاره دارد به حلول دیگری  در من.


حالا بشمارید در ادبیات مان چند بار لفظ« دیوانه »به کار رفته.

یکیش همین تیتر  پست امروز من ،که شعری است با خوانندگی« قربانی».

امروز چندین بار گوش دادم و همخوانی با آن کردم.

وچه !

آرامشی بر جانم ریخت.

آره من دیوانه ام،دیوانه ام،«دیوانه»




نظرات 4 + ارسال نظر
عالمه چترایی سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 14:36

چه جاااالب

قره بالا دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 23:52 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

رسوای زمانه منم

عزیزم،آخی،دلم را آتش نزن.

گیل‌پیشی دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 20:30 http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام استاد نازنینم. خوبید؟
دلم براتون تنگ شده.

سلام زیبای زمان.من هم از کم پیدا شدنت دلگیرم.گرما همه مان را کم پیدا کرده

ماهش دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1402 ساعت 13:34 http://badeyedel.blogsky.com

دیوانگی عالمی داره

بله،درسته.حق با شماست.
دلا دیوانه شو،دیوانگی هم عالمی داره

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد