بعضی ها ادعا دارند زرنگ اند.این ادعا شان باعث خشم دوست شان میشه.برای شما پیش اومده کسی به خود بنازد که زرنگی کرده؟
مادرم خدا لیانرزد او را گاهی برام تعریف می کرد از کسانی که در مهمانی ناهار زرنگی می کنند .خشمش ازین بابت زیاد بود به اندازه خشم لک لک در مهمانی روباه و لک لک.
لک لک را روباه در گذر ملاقات کرد او را به مهمانی دعوت کرد آش خوش بویی پخت ولیکن طرفای پذیرایی روبه بسقاب بودند در نتیجه خودش با زبانش آش ها را از بشقاب حلوی خود خورد و چون لک لک علیرغم تلاش فراوان نتوانسته بود آش به ان عژر و بو را بهورد بشقاب جلوی لک لک را هم خورد.آقا لم لک که شیره معده اس آماده شده بود گرینه از میزبان خدا خافظی کرد و خشمگین به خانه رسید تصمیم گرفت این حیله روباه را تلافی کند .رپباه را در گذر ملاقات کرد و به او گفت هر رفت ،یه امد هم داره من خانه شما به ناهار مهمان بودم میخواهم تلافی کنم و شما را به مهمانی دعوت کنم .طرف هایی را که برای مهمانی تدارک دیده بود دوتا تنگ بودند سوپ خوش مزه ای بار گذاشت و در سفره جلوی خودش و روباه کوزه دهانه تنگ قرار داد.قاعدتا وقتی سوپ ها را در تنگ ها ریخت روباه قادر به خوردن نبود و خودش با نوک باندش از درون کوزه اش ها را خورد و این بار روباه بود که گرسنه از سر یفره برخاست و به خانه بازگش خوبیش این بود که رپباه متوجه شد لک لک تلافی مرده .
مامان مصداق این قصه بودمیگفت من اگر بروم خانه دختر خاله ربابه و تو مرغ آب پز با مخلفات آلو و به و سیب ذمینی حلویم بکذارد دفعه بعدی که او به هانه مان مهمان شود برایس مرغ سکم پر در یفره می گذارم پلی نمی دانم ورا دختر عمه ربیده ام می لیند من جلویش دلمه برگ مو و برانی بادمحان کذاسته ام چرا وقتی خانه اش می روم برام نرگسی ،،(اسفناج) میگذارد و به روی مبارک نمی اورد که مرا مورد بی اعتنایی قرار داده