یکی از تفریحات من خواندن است .شاید وقتی یازده ساله بودم قصه های کوتاه برای بچه ها از مجله بزرگترا بود و بعد کتاب هایی که به دستم می رسید و بعد تر کتاب هایی که در کتابخانه مرکزی کودکان (کانون)بود و بعد تر کتاب هایی که خودم می خریدم و از سال هشتاد و دو وبلاگ هایی که به روز شود .امروز اسم <<خاله اشرف >>را سرچ کردم تا متن حاضر آماده ای برای تولد خاله ام ، پیدا کنم که چشمم افتاد به وبلاگی در بلاگفا که <<ژاکلین کندی >>را با <<خاله اشرف>> خود مقایسه کرده بود.
انگار وارد یه دنیای جدید میشی با کلی افکار جالب!
آدمای مختلف که خیلی هاشون میرسن به دوستی های عمیق....
من همیشه وبلاگ و وبلاگخونی رو دوست داشتم
از نظر من هم آدما با هم و تنهان ،هر کدام یه جور معمان
اسم ژاکلین اومد
همسر جان اف کندی بود
بعد ترور کندی با اوناسیس ازدواج کرد
اوناسیس بزرگ سرمایه دار آمریکا بود که فقط یک پسر داشت
پسرش هم در یک سانحه هوایی کشته شد
و ثروت اوناسیس معلوم نیست کجا خرج شد
برادر کندی هم که کاندیدای ریاست جمهوری بود
هم ترور شد
الان برادر زاده اش کاندید شده است
دختر بچه های زمان ما این شعر را می خواندند
خدایا چی می شد کندی زنده می شد
شاید هم ترانه بود
وبلاگ خوندن واقعا لذت بخشه
خواندن وبلاگ مانند ملاقات با نویسنده وبلاگ است
ممنونم از پیام محبت آمیزتون
همسر هم حالش خوبه شکر خدا . امیدوارم سال دیگه این موقع از این درد و رنج خبری نباشه
خدا را شکر
وبلاگ نویسی رو از سال 87 فکر میکنم شروع کردم بسیار هم بهش علاقه داشتم دوستان خیلی خوبی پیدا کردم که شدند دوستان واقعی ام که در حال حاضر هم باهاشون در ارتباطم حتا باهم مسافرت رفتیم در موردش تو وبلاگم نوشتم
امید که همیشه پاینده باشید بانو
استاد عزیزم ممنونم بابت معرفی کتابها.
بانوی فرهیخته
من هم از جستجو، به وبلاگهای خوبی رسیدم. یکبار با جستجوی کلمه قمری خانگی، به وبلاگ چامچام رسیدم که بعدها وبلاگش رو بست.
بهروز حاجی محمدی
بهروز حاجی محمدی در سوم اسفند ۱۳۳۵ در تهران، در خانوادهای اصالتاً گرگانی به دنیا آمد. دوران تحصیل ابتدایی و دبیرستان را در گرگان گذراند و از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ در مدرسه عالی پارس تهران (دانشگاه علامه طباطبایی کنونی) در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. پس از پایان خدمت سربازی، از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۸ با مشاغلی چون نجاری، رانندگی تاکسی، نساجی، نویسندگی برنامههای رادیویی و تلویزیونی در مراکز ساری و گرگان امرار معاش میکرد. در سال ۱۳۶۸ با عنوان کارشناس آموزشی در دانشگاه آزاد گرگان مشغول به کار شد و در سال ۱۳۷۲ برای ادامه تحصیل به کرج رفت و در ۱۳۷۴ از دانشگاه آزاد کرج با مدرک کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل گردید و در مهر ۱۳۹۷ از دانشگاه آزاد گرگان بازنشسته شد. از وی کتابهای پارتیزان و کبوترها، تفسیرها و تأویلها در انتظار گودو، آنتوان چخوف و شش داستان دیگر و آخربازی (درانتظار گودو) توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است.