خانم خدا بخش زن شجاعی بود ،با مدرک فوق دیپلم، در بخش روانپزشکی، قسمت پذیرش بیمار (بدو ورود)، کار میکرد .
برام تعریف می کرد ، روزی آمپول به دست رفتم به سوی تخت یک بیمار تازه وارد ، بیمار پاها را در شکم جمع کرده بود ،خیلی سریع به طرف شکمم نشانه رفت و پرتم کرد به دیوار پشت سرم، کمرم شدیدا آسیب دید ،بلافاصله با آمبولانس مرا بردند بیمارستان کاشانی ، بخش ارتوپدی ،برای درمان .گفتم پشتت دستت را داغ نکردی دیگه در این بخش کار کنی ؟گفت نه چون همیشه این اتفاق نمی افتد.
خانم گلفام را، همراه بیمار زن بستری در بخش ،مورد حمله قرار داده بود
و خودم هم توسط پیرزنی پر حرف ، مورد تعدی قرار گرفتم .
بیمار روانی اهل ملاحظه نیست به عواقب کار خود فکر نمی کند
بعضی دانشجو ها می ترسیدند مورد حمله غافلگیرانه قرار بگیرند پشت من سنگر می گرفتند .
می گفتم بچه ها ! به طور غیر کلامی پیام ندین ، بداند می ترسید ،قلقلک میشه حمله کنه .اتفاقا فقط بگین عزیزم ! چی شده؟ می بینم رفتی اون گوشه نشسته ای (مثال است)
از دانشجوها روز اول کار آموزی شان خواستم که به چند قانون مجهز شوند
1-بیمار را دوست داشته باشند هر چند دوست داشتنی به نظر نیاد (مهربان با بیمار )
2 -نسبت به کوچکترین تحرکات بیمار حساس ( sensitive)باشند
3 -با بیمار همدلی کنند (متفاوت است از همدردی ،مطالعه شود)
4-به بیمار احترام بگذارند
5-گرم باشند)(()))))))))))))warmty
کار در بخشهای روان و بهزیستی بسیار سخته.
داییم کارمند بهزیستی بود، از غصه قلبش بیمار شد.
واقعا اجرشون با خداست.
واقعا دل ادم می سوزد
چه اطلاعات خوبی دادید ...تو زندگی ماها هم این افراد هستن متاسفانه ما داریم ...به شدت پرخاشگر و حمله کننده ...و گاهی مهربونو بی نظیر ...همدلی واقعا جواب میده
ممنون بانو
بیماران روانی لزوما در بخش بستری نیستند.شما ممکنه هرجا با آنها مواجه شوید .بدانید چه می شود کرد.
من بودم دیگه نمیرفتم اون بخش
البته فکر میکنم با اون تمهیداتی که شما گفتید زیاد تکرار نشه این اتفاقات
بله بیماران مودب و محترم هستند گاهی اتفاق می افتد.