سوار اتوبوس به مقصد خانه بودم،چشمم به جمال خانمی کنار دستم روشن شد.از همسرش بدگویی می کرد،اصلا یادم نیست چی شد که به جای اینکه از شوهرش بدم بیاد گفتم:« اینها که میگی ،علامت بیماری همسر شماست».او که نپذیرفت.و از هم خداحافظی کردیم.
یه روزی تو بیمارستان روان پزشکی , با دانشجوهای دختردانشکده پرستاری، تو واحد درمان با الکتریسته،(E.C.T)بودیم که خانمی را دیدم که منو شناخت.همون خانم داخل اتوبوس بود.گفت خانم جان!مرا به خاطر دارید؟من همونم که گفتم همسرم معلم است و فلان رفتارها را با من داره (به من تهمت های اخلاقی می زند)و پسرم میگه« ازش جداشو»وشما فرمودید علامت بیماری اوست.بردمش دکتر . الان اینجاییم تا درمان غیر دارویی را براش انجام دهند.بعد رو به دانشجوهای دختر(۶نفر)از من تعریف کرد ،بعد دعا به جان خودم و عزیزانم کرد ،بعد رفت پسرش را آورد با من آشنا کرد (همون پسر که ازش خواسته از بابام جدا شو).
خوشحال شدم که قبول کرده بد بینی شوهرش به او،علامت بیمار شدن اوست و نیت آزار نداشته است.
بعد هم کفت دخترام طرفدار پدرشان هستند و گریه می کنند و از برادرشان میخواهند همراهم نیاید تا بیمارستان.
اونا فکر می کنند من دارم با دکتر روانپزشک تبانی می کنم ، تا به باباشون صدمه بزنم.(وگریه کرد).
گفتم:« بعد از هشت جلسه درمان ،وقتی دیدند پدرجان شان بهبود یافته،از تو عذر خواهی می کنند.».
چه خوب که در هر حالی مشاوره میدید. احساس مسئولیت شما قابل تحسینه
عاشق رشته تحصیلی ام بودم ،منو توانا کرد
سلام.
چه جالب
و چه شانسی داشته که شما رو دیده.
گاهی تو موقعیت هایی، یه نشانه هایی به آدم میرسه که اگر دنبال شون رو بگیره همه چیز بهتر میشه. مثل این خانم که شما رو دیده و اشاره ی شما به احتمال بیمار بودن همسرشون و دم خودشون هم گرم که دنباله ش رو گرفتن
طفلک غمگین بود، ازش سوآل کردم چرا زنی به زیبایی تو باید غمگین باشد گفت:« چون بختم سیاهه» ،معلم هم بود،گفتم:« چاره داره،غم مخور.»
اسباب خیر شدین خدا رو شکر. آگاهی مردم از بیماریهای روانپزشکی جدی واقعا کمه
خدا را شکر
سلام.
مامان منم سوظن شدید به بابام داره و کلا با همه دعوا می کنه...
یعنی اونم به درمان شوک داره؟
مادرتان باید مورد بررسی روان پزشک قرار بگیرند تا اگر لازم دیدند داروی ارامبخش دریافت کنند.داروها اگر اثر نگذارند از شوک استفاده می شود .موارد استفاده شوک الکتریکی را از اینترنت سرچ کنید بخوانید مفصل است .نگران مادر نباشید،این روزا خانم هایی مثل مادر احتمالا با خانم هایی خود را مقایسه می کنند که فقط تو فکر زیبایی اند.
سلام مجدد
منظورم از تایید ، موافق بودن نبود
منظور تایید کردن برای نمایش داده شدن نظرم بود تا اگر کسی پاسخی داشت بده چون نظرات بعد تاییدتان نمایش داده میشن
و گرنه دنبال تایید و تحسین نبودیم که
صرفا سوال بود که پرسیده بودم
دوست داشتم پاسخی براش پیدا کنم
بعنوان بک مرد آنهم یک مرد مجرد
تا شناخت بهتری از زنان پیدا کرده باشم
اینکه در برابر زنان کدامین رفتار بهتر است
به هر روی ببخشید وقتتون رو گرفتم
سلام دوست(مرد)مجرد!
در وبلاگم برای شما پاسخ سوآلات تان را خواهم نوشت.شما بفرمایید چه ویز برای شما سؤال است.متعجب از چه هستید؟خود را به چه کسی مقایسه کرده اید؟
سلام
سوالم پاسخی نداشت ؟
کاش لااقل نظرمو تایید میکردین
من شما را تایید و تحسین می کنم و با شما موافقم
سلام
آموزنده بود. ممنونم!
خدا را شکر
شما استاد روانپزشکی هستید؟
پس توفیق آشنایی با استاد عزیزی رو داشتم.
واقعا جامعه روانشناسان و روانپزشکان فرشته هستن، زندگی رو برا آدما آسونتر میکنن.
عزیزم آهسته تر
چقدر شما نکته سنج بودین و چقدر اون خانم بلندنظر بودن که راهنمایی شما رو به پای توهین یا بیهوده گویی نذاشتن و رفتن سراغ پزشک
خدا امثال شما رو زیاد کنه رضوان نازنین من