نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

دوستت دارم ؛ میدونی که این کار دل...گناه من نیست...

بعد از ازدواج ، همسر عملا ،  به من آموخت؛ هرگز به کسی که دوستش دارم ؛ نگویم دوستت دارم  ؛ چون وحشت زده می شود و دو پا دارد ؛ دوتا هم قرض می کند و با سرعت نور  ا ، ز تو دور می شود.

اما  این روزها  ، با خیال راحت سر زانوی های نوه ام (دختر زیبای پسرم)را می بوسم و با خیال راحت بهش میگم :«عزیزم! خیلی دوستت دارم».

سالها پیش (13 سال بعد از ازدواجم «41  ساله طول کشیده»)با همسر جان رفتیم مراسم  سوگواری همکار«دوست» فوت شده اش.دیدم همسرش با ناخن های بلند خود، صورت را خراش طولی(از زیر چشمها تا چانه) ...و می گوید : « رض. ا .ا .ا»

و این در حالی بود که مادر و خواهر متوفی  ، آرام آرام اشک می ریختند و افسوس میخوردند که  مدتها دیدار نداشته اند.(یزدی بودند).

وقتی رسیدیم خانه ، به همسر گفتم :«ببین!نمیر.خب.چون من همچون همسر دوست و همکارت گریه سر نخواهم داد شاید امر بر دیگران مشتبه شود دوستت نداشته ام»

 .همسر پیشانیم را بوسید و گفت :«پس یعنی دوستم داری؟خب بر زبان بیاور».

گفتم «:  تو فکر می کنی طبیعی باشد به کسی که چپ و راست میگوید :«چرا در گنجه بازه ؛چرا دامنت درازه»بگویم دوستت دارم؟»؟؟!

ادامه دارد

نظرات 6 + ارسال نظر
Shamim123 پنج‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1403 ساعت 20:23

رضوان جون بیخیال گذشته عشقم
تو خودت نریز و عشق دنیا رو کن
ب همسر در مواقع مقتضی عشق بورز ، اگرم حرفی زد باب میلت نبود یه پشت دستی مهمونش کن

وای. نه. خدای من. نگو

فاطمه پنج‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1403 ساعت 18:06 https://4seasoninlife.blogsky.com

گاهی تنها دل گرمی آدم همین شنیدن دوستت دارم ست .

برای خانوما از نون شب واجب تره دوست داشته شوند ولی برای آقایون مطمئن نیستم جواب دهد.

گیل‌پیشی سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1403 ساعت 17:08 http://Www.temmuz.blogsky.com

خدا برای هم حفظتون کنه.
هیچ وقت واسه عشق ورزیدن دیر نیست

ممنون زیبا روی مهربان

تیلوتیلو یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1403 ساعت 13:58 https://meslehichkass.blogsky.com/

عشق های این مدلی خیلی شنیدنی تر و زیباتر هستند
من که به شخصه توی هر مکالمه هزار و هفتصد دفعه به اونایی که دوستشون دارم یادآوری میکنم که خیلی خیلی دوستشون دارم ... و این دیگه واقعا بی نمک میشه و لوس!
آقای دکتر که دیگه از شنیدن این کلمه اشباع شده
من کلا در بروز احساساتم آدم راحتی هستم
البته تازگیها دوست دارم غصه هام را تنهایی بخورم و هیچی ازش به هیچکس بروز نمیدم
به طور عجیبی هم کم حرف شده ام

سمیرا جمعه 21 دی‌ماه سال 1403 ساعت 14:48

بله متاسفانه، تمام قوانین ضد زن هست، من الان از نزدیکانم بعد از بیست و سه سال زندگی مشترک و زندگی با یک مرد ببقشید وحشی، برای اینکه بتونه مهریه که حق خودش و اولادش هست رو بگیره، بچه رو از ترس پدر هنوز مدرسه نفرستاده، چون پدر حضانت بچه رو گرفته و مادر جرات نداره، بچه رو پیش پدرش بذاره. خانوم
میشناسم 47 سالش بوده، مجبور شده پدر مبتلا به آلزایمرش رو ببره محضر تا اجازه ازدواج رو براش امضا کنه. یعنی هر چی از ظلم به زن ها بگم کم گفتم. گرچه کل جامعه ما داره آسیب می بینه چه مرد و چه زن، ان شاءالله همه چی درست بشه

سمیرا جان تمام قوانین ضد زن نیست.مرد داریم که کاری به قوانین ندارد نشانه کرامت میداند زن ها را احترام کند .انصافا مرد ها بین دو زن مادر و همسر مانده اند وگاهی با خود فکر میکنم خوبه مرد نیستم.
خانم دکتر روانپزشک بخش روزی به من گفتند : این هذیان دادخواهیست بگیم «هرچی سنگه مال پای لنگه».

سمیرا جمعه 21 دی‌ماه سال 1403 ساعت 11:38

بانو جان این پست عاااالی بود خدا بهتون شادی بده، ماشاالله چقدر فشنگ تعریف کردید

خواهش می کنم سمیرا جان.روم نمیشه مناسبات با همسر را بنویسم.شاید چون او میگه راضی نیستم.فقط گاهی یه مشت نمونه خروار را می نویسم.پریروز به عروس خانم می گفتم همه او را بیشتر از من می پسندند چون من نمی تونم بگم چه رفتار هایی با من داشته که پسند من نبوده ،از جمله همین ایراد کرفتن ها،چرا در گنجه بازه.چرا دامنت درازه اصطلاح مادرشان بود وقتی ازش گلایه می کردم ،یعنی چرا با علم به اینکه چنین رفتار ها دارد برایش به خواستگاری من آمدی؟و جواب می شنیدم ،میخواستی در انتخاب دقت کنی و عجله نکنی ،پس باز خودم مقصر می شدم.واقعا مهر ومحبتی می ناند اگر از هم عیبجویی کنیم؟تازه ایشان از جمله خوبان است وای به حال ان زن که همسرش...
در محله ما روز سی آبان زنی به دست همسرش(کار گر فصلی)...و من از وقتی شنیده ام ناراحتم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد