مجید ابهری، رفتارشناس و استاد دانشگاه معتقد است در حادثهای که در یاسوج اتفاق افتاد،
نبود قدرت تحلیل در مردم و کاهش تابآوری در بروز هیجانات، نقش اصلی را داراست.
از نظر او، نباید مقصر رخدادهایی مانند دیر رسیدن آمبولانس یا کمبود دارو را ، کادر درمان دانست. البته سبک بودن مجازات حملهکنندگان به کادر درمان نیز در تکرار چنین حوادث تلخی مؤثر است.
این استاد دانشگاه معتقد است:« باید رسانهها با تمام قدرت وارد میدان شده و برای جامعه توضیح دهند که مرگ یا نقص عضو یک بیمار یا مصدوم ،اصلاً ارتباطی به پزشک یا کادر درمانی ندارد؛ چراکه آنها تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا جان دیگران را نجات دهند: «باید رسانهها با آموزشهای لازم ، مردم را در این زمینه توجیه کنند که شاهد اینگونه وقایع نباشیم.».
متأسفانه با گسترش روزافزون فضای مجازی، بعضی از سایتها با قصد آشفتهسازی و سیاسیکاری، شایعات و اخباری منتشر میکنند و زمینه حملات مجدد به کادر درمان را فراهم میکنند.
سالهای قبل چنین صحنهها و اتفاقاتی را کمتر دیده بودیم، چون کادر درمانی دارای احترام و جایگاه خاصی بین مردم بودند.
با وجود اینگونه حوادث تلخ و تکرار آن، جایگاه کادر درمان و پزشکان آنچنان متزلزل شده که هر فرد به خود اجازه میدهد که در مخالفت، هر کاری به ذهنش میرسد، انجام دهد»
_
منحرف کردن همه خشمهای جامعه به سمت کادر درمان در شرایطی که حتما به دلیل کمبود نیرو و امکانات مشکلات اقتصادی و نارضایتی شغلی و خستگی نمیشود همیشه لبخند بر لب داشت راهکار سادهای بود که در سالهای پیش عملی شد. آمیخته شد به حس تحقیر شدن در کودکی به خاطر فقر و بیسوادی و... و طلبکار بودن از هر کسی که رفاه بیشتری داشته با این که شاید همه رفاهی که داشته را با تلاش زیاد کسب کرده. در کل گنه کرد در بلخ آهنگری به ششتر زدند گردن مسگری،... بی دفاعی کادر درمان مصداق بارزتری نمیتوانست داشته باشد. چیزی که یادمان میرود این است که کادر درمان هم بیمار میشوند و بستگان بیمار دارند گاهی مشکلات مشابه برایشان رخ میدهد ولی عموما محجوبترین مراجعان درمانی هستند.
تلافی کر را در دل کور در میارند.جا به جا شدن خشم بر سر قربانی بی گناه برای دفاع از شخصیت خود
ایا کادر درمان همیشه تلاش میکنن فکر میکنم چون اونا هم مثل همه انسان هستن این حرف درست نیست یادمه نوزادم که توی بیمارستان بود ونمیتونست نفس بکشه اون وسیله که روی دماغش وصل بود اندازه بود وصورت نازش در اثر فشار زخم شده بود چندین بار رفتم سراغ پرستا. بداخلاقش و نیومد تا کاری بکنه صدها بار توی اون دوران این رفتارها رو دیدم ادمای کادر درمان بعضی ها وجدان دارن بعضی ها هم ندارن
مادری که خواب ناز فرزند را هم بر نمی تابد سخت است او را در رنج بیماری ببیند.کاش تیم درمان حواس شون به همراه بیمار هم باشد.عزیزمی مادر محترم.