تو مترو ایستگاه اول به سوی چشم پزشکی هستم.هم ساعت نه(۹) و هم ساعت ۱۰ و نیم دارو باید بخورم .با خودم آورده ام.شش قرص هم در خانه خورده ام.پیر مرد خلبان در ایستگاه اتوبوس گفت کارت نزن من حساب می کنم.بعد از پنج دقیقه هم صحبتی با من و دادن یک شوکولات.(جایزه).بهش گفته بودم از عرض خیابان رد شدی،موتوری از بیخ گوش ات رد شد،مراقب می بودی ،بهتر بود.تشکر کرد و شوکولات داد به پاس سفارش دلسوزانه)
با روی خوش و گشاده که رفتار کنی راننده اتوبوس هم میگه نمیخواد کرایه بدی برو به امان خدا
همیشه شاد باشی و سلامت
برام پیش نیامده ولی من نیز شنیده ام.
سلام
... یهو فکر کردم باید حتما امتحان کنم
روزتون بخیر
بلا ازتون دور باشه
من تا حالا مترو سوار نشدم
بیا با هم سوار شویم.ممنون از دعای خیرتان