امروز چهارشنبه نهم(۹)آبانماه لحظه شادی است برایم.دیروز معاف از درست کردن ناهار(همسرداوطلبانه لوبیا پلو درست کرد)،رفتم خونه پسرم.تا نوه کوچولو را که با مهد تا حدی کنار اومده، از مهد بگیرم(مامانش تدریس داشت).
داداشش (طفلک),کلاس های آمادگی برای تیز هوشان(بعد از ناهار تا ساعت ۴) داشت.روز پر کاری بود برای خانواده شون.من هم رفتم شاید به عنوان کمکی در جریان تلاش هاشون قرار گیرم.
چه خوب مینویسد
نظر لطف شماست.
خدا به همگیتون سلامتی بده
خدا به شما و خوهر و برادر و مامان وظیفه شناست عمر طولانی دهد.
ممنون از آرزوی خوب تون،شاد باشید
خدا دلتون رو خیلی بیشتر و مداوم تر شاد کنه بانوی قشنگم

ممنون از دعای خیرتان.به همچنین برای شما نیز هم
چه قشنگ بود
بله خدا را شکر
به به. خدا نصیب ما هم بکنه عروس و داماد داشتن و شیرینی نوه داشتن رو
شیرینند عزیزانم.تا جایی که ممکنه کار به دخالت در امورشان بینجامد.
نصیب تان شود نوه بعد از عروس و داماد خوب.