دیروز ساعت11.ربع تو خونه بودم.دوش گرفتم.ناهار گذاشتم.لباس های بیمارستان پوشیده ام(سه روز با یه دست لباس)را تو ماشین انداختم خونه را گرد گیری کردم با همسر ناهار ساده و مختصر خوردیم .چندین لیوان آب با شربت خوردم و ساعت 2 (14)برای جبران خستگی شب قبلش خوابیدم تا ساعت 7 عصر.پسر جان و نوه ها آمدند پدرجان را ملاقات کنند ولی زود تشریف بردند چون مامان را خسته یافتند.خدا همه بیماران را لباس عافیت بپوشاند.
پی نوشت.(1): چون از ساعت 3 نیمه شب تا حالا بیدارم.میروم بخوابم تا 7 عصر.خدایا خواب را بر ما شیرین گردان.
پی نوشت (2): امروز خوب و سلامت گذشته تا حالا(از دعای خیر و خوب دوستان مجازی مان)..زنده باشید .پاینده باشید.
با درود
پایدار باشید
کم خوابی و خسته گی
و مواظبت از بیمار
خدا را شکر الان در کنار هم هستید
در زمان جنگ
پزشکان و کادر درمانی گاهی سه چهار روز کلا فرصت خواب نداشتند
خدا کند دیگه جنگی پیش نیاید
با درود متقابل
در موقعیت جنگ چه رنج ها می برند از بی خوابی و خستگی و مجروحیت وتشنگی و گرسنگی!
خسته نباشید استاد
ایشالا سلامتیشون رو به دست بیارن
شما هم پیروز باشید.انشا الله.ممنون
ان شاءالله کاملا شفا پیدا کنن و خستگی شما هم کاملا در بره

انشا الله همه بیماران مرهون لطف پروردگار قرار گیرند و شفا یابند.ممنون از دعای خیر شما
رضوان جان عزیز
خوشحالم که امروز خوب و سلامت گذشته
آرزوی بهبود کامل و سریع , برای همسر گرامی دارم.
بله روز به خوبی گذشت.منهم دعا می کنم همه بیماران شفا یا بند.ممنون از دعای خیر شما
خدا را شکر که مریضتون بهتره
خدا را شکر که خودتون هم خوبید
خیلی مراقب سلامتی خودتون هم باشید
ممنون تلو جان