سلام
گاهی برام این سؤآل پیش میاد اونا که نویسنده هستن، موضوع نوشتن را از کجا میارن؟
چگونه است که بعضی ها هر موضوعی میتواند جرقه نوشتن تو ذهن شون ایجاد کنه؟
بعضی ها مینویسند برای نوشتن.خب شاید به دل ننشیند.
بعضی سخن از دل بر آمده ای را مینویسند که لاجرم بر دل می نشیند.
کلاس نهم بودم.معلم انشا کاری نداشت آنچه ما می نویسیم از دل بر آمده یا نه .ایراداتی می گرفت تا نوشتن مون اصلاح شود.
حالا که وبلاگ نویسی را از سر گرفته ام در هرحالی که هستم ،موضوعی خودش را به مخیله ام می رساند که یعنی از من بنویس.
کاش تو بخوای بنویسی.
مثلا داشتم صبحانه آماده میکردم و تلویزیون فیلم پخش میکرد ،شنیدم آقایی به دادستان شون میگفت اگر جای من بودی و به دختر کوچولوت تعدی و تَ جاوُ ز شده بود،چکار می کردی؟
یادم اومد اگر هرگاه اینقدر انسان باشی که بتوانی خودت را جای دیگران بگذاری، نوشتنت میگیره.چه جور هم .
یه روز تو بخش روانپزشکی بیمارستان ،یه دختر دانشجوی پرستاری با چشم گریون به من گفت خوب بود اگر من جای این بیمار بستری بودم ؟
،آیا دلم راضی می شد ده نفر با چشمان از حدقه در اومده دور تا دورت بنشینند و تو بگی چه افکاری ذهنت را مشغول کرده؟بیمار افکار هذیانی داشت و توهمات شنوایی اش، هر چند دقیقه یکبار برحذرش میداشت ادامه دهد به گفتن افکارش،،،
سلام از ماست


سلام
چه خبر ؟
کندی اینترنت
سلام به روی ماهت
چشماتون قشنگ می بینه