نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

اولین روز تعطیل من

در چنین روز بسیار خواب رفتم.در مدت شش روزی که عروس خانم و پسر دوم اصفهان بودند از بس مراسم پا گشا داشتند خستگی هام فرصت در رفتن نداشتند.عموها و پسرخاله و داداشش افطار دعوت می کردند و روزها هم من در خدمت شون بودم.مهمان بازی رسم معمول زندگی من نیست.عید دیدنی در ماه رمضان هم حکایتی داره.به جرات میتونم بگم یک ماه بیگاری کوزت وارانه ، برای جلوه ای خوش داشتن 

نظرات 1 + ارسال نظر
قره بالا دوشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1403 ساعت 15:53

خدا قوت بانو جان

ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد