«آدم غربزده راحتطلب است. ماشینش که مرتب بود و سر و پزش، دیگر هیچ غمی ندارد. معمولاً تخصص ندارد. همه کاره و هیچ کاره است. در هر جمعی حرفهای دهن پرکن میزند و خودش را جا میکند. آدم غربزده شخصیت ندارد. چیزی است بیاصالت. خودش و خانهاش و حرفهایش بوی هیچ چیزی را نمیدهد. بیشتر نماینده همه چیز و همه کس است. آدم غربزده قرتی است. زن صفت است.» از کتاب «غربزدگی» جلال آلاحمد
سال ۱۳۴۱ بود که جلال آلاحمد «غربزدگی» را برای مبارزه با استبداد و استعمار، استفاده و برای آشنا کردن مردم با توطئههای غربیان خلق کرد.
جلال غربزدگی را مثل گرمازدگی به عنوان بیماری درنظر میگیرد و اینطور توضیح میدهد: «غربزدگی میگویم همچون وبازدگی و اگر به مذاق خوشایند نیست،
درباره سایر ویژگیهای آدم غربزده جلال میگوید: «به هیچ چیز اعتقاد ندارد. اما به هیچ چیز هم بیاعتقاد نیست. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا یا به بشریت. حتی لامذهب هم نیست. هرهری مذهب است. گاهی به مسجد هم میرود. همانطور که به کلوپ یا سینما میرود. اما همه جا فقط تماشاچی است.
امروز یازدهم آذرماه، صدمین سالروز تولد جلال آلاحمد است. روشنفکری که مقالات، قصهها و قلم خود را برای مقابله با غربزدگی آن روزهای کشور به کار برد.
روحشون شاد.
آمین
سلام رضوان خانم حالا واقعا این چیزهایی که آل احمد نوشته درسته مخصوصا برای ما که روانشناسی خوندیم و با ابعاد و علت رفتار انسانها آشنا هستیم؟
صد سالگی اش را اگر میدید وبلاگ نویس ها را تربیت شدگان خود قلمداد میکرد.