نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

دوتا خبر خوب شاد کننده برام

مشاور تلفنی همکده که صدای عصبانی مرا می شنید تا گلایه ها کنم گفت< اول از همه، چقدر قشنگ و شیرین حرف می زنی.و اما بعد...)>

پزشک معالج خون ام پروفسور پیری است ،همین ویزیت آخر که با دیدن آزمایشات ام آه از نهادش در آمد، گفت: <چقدر دقیق و باهوش به نظر می رسی.>حرص نخور شاد باش.

به همسرجان میگم :هی سکوت کن و منکر شو  تا دیگران به من مژده دهند،<دود از کنده پا میشه>

میگه:< زود باوری دیگه،مشکل من هم با تو همینه.>

نظرات 9 + ارسال نظر
خانم بیدار دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 18:54 https://maserman.blogsky.com/

قلبت اروم بگیره رضوان جان. امیدوارم دلت سبک بشه

ممنون زیبای من!چه دعای خوبی!

قره بالا دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 09:48 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

شما رضوان خوش الحانید
اتقدر صداتون قشنگه آدم دوس داره تا صبح فقط بهتون گوش کنه حتی اگه عصبانی باشید

عزیزم .لطف دارید.

گیل‌پیشی دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 00:54 http://Www.temmuz.blogsky.com

استاد یعنی خوب نیستن مشاورین همکده؟
تبلیغش رو دیده بودم، فکر کردم خوبه.
من دوست داشتم مشاور حضوری برم.

گیل‌پیشی یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 23:51 http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام استاد عزیزم.
پس نتیجه آزمایشات خوب بودند؟
خداروشکر.
همیشه سلامت باشید.
یه زمانی به همکده پیام دادم، تماس گرفتن، جواب ندادم گفتم تلفنی چی صحبت کنم.

khatoon یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 20:33 https://memories-engineer.blogsky.com/

خوش باوری خودش یه گزینه مثبته.

چه جالب!

ماهش یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 15:08 http://badeyedel.blogsky.com

خوش به حالتون همه ازتون تعریف می کنند!

نظر لطف خود اوناست

سمیرا یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 11:20

خدا حفظتون کنه، خوش قلب و مهربون هم هستید ماشاالله

ممنون نظر لطف شماست

ن.ن یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 08:22

ترکه دیگه

خودم هم ترک هستم

لیلی یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1402 ساعت 05:36 http://lostinwonderland.blogsky.com

هم خوش سخنید هم دقیق و باهوش...همسرتون هم داشتن شوخی می‌کردن. راه ابراز عاطفه رو شاید ندونن یا براشون سخت باشه به زبون بیارن.یک خرده فرهنگ ایرانی در این مورد به آقایون آموزشهای غلطی میده‌. زندگیتون شیرین باشه.

ممنون لیلی عزیزم.من همسر جان را آزاد میذارم تا منویات قلبی اش را بیان کند .ولی غافل شده ام که نیاز به نوازش کلامی هم دارم وایشان وظیفه دارد...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد