سه روز اول هفته در زمین ورزشی پارک در جمع خانومای ورزشکار بودم شنبه بلوز قرمز و کش ،یکشنبه بلوز سفید و توپ،دوشنبه لباس زرد (یا بنفش)و صرف صبحانه.
چه برنامه ای!
امروز به خاطر برنامه بهداشت روانی از ورزش صبحگاه منصرف شدم.
افراد جدید که قصد می کنند دوست من شوند ،مهربانند.اما هرکدام یه قصه دارند که من حاضر به آگاه شدن آن نیستم.
فکر می کنم برای من آگاه شدن دیگر بس است،چون قصه ها با خود هیجان می آورند و یعنی هیجان خواهی من دیگه کافیست.
سه سال از بازنشسته شدنم گذشته و در سکوت بیشتر بوده ام.گرچه عادت به برونگرایی داشته ام ولی سرعت آشنا شدنم زیاد بوده و خلوتم را هم نیاز داشته ام.
بانوی همه فن حریف

براتون آرزوی سلامتی میکنم
عنوان پست: کلاس پرزش؟
ممنون خاتون جان
به به. کیف می کنم شمارو اینجوری می بینم. چه جوری؟ اهل ورزش، اهل شرکت در محافل علمی، اهل تعامل با نوه ی کوچیک و کلا اهل مهربانی

چه جالب!ممنون
استاد ورزشکار
زیاد صمیمی نشید دیگه، دوری و دوستی
موافقم
آفرین به همت شما و پشتکارتون و ابتکار اون خانمها برای ورزش. گاهی لازمه با خودمون خلوت کنیم. گاهی توان همدردی با مشکلات بقیه رو نداریم.
ممنون از لطف شما.بله همینطوره.