هر دو شنبه از ماه مهر خونه یه دوست دوران دانشگاه جلسه دور همی داریم امروز نوبت راهبه است تا آش رشته بپزه و همکلاسا را دعوت کنه اصولا آجیل، میوه وشیرینی هم سر میز میذارن.من امروز هم نمی رم.بهانه ای پیدا می کنم که تو خونه بمونم، بحث هایی که میشه، باب میلم نیست. دخترا میگن تو افسرده شده ای، دنیای مجازی را به حضور در جمع ما ترجیح میدی ،باید تحت درمان دارویی قرار بگیری، چون ما واقعی هستیم.
سلام استاد. خوبید؟
استاد زیاد خونه نباشید، روی روحیه تاثیر داره
کمی گردش رفتم مبادا روی روخیه ام اثر تنهایی بماند
منم مهمونی و دورهمی دوست ندارم
آخه بعد هر مهمانی گفتگو ها مورد تجزیه و تحلیل وقضاوت قرار می گیرد این اش بد است
منم گاهی اینطورم کاش اعضای دورهمی به حضور یکی گیر ندن که مجبور باشیم بهانه بتراشیم
دوستان ما گیر میدن
برای منم تحمل بعضی حرف ها سخته ولی توی جمع تلاش می کنم حرف خودم را بزنم و یا یکی که افکارش به من نزدیک بود هم کلام شوم. من مهمانی و دورهمی دوستان رو معمولا شرکت می کنند
کار خوبیه در دور همی دنبال همفکر خود هستید
میخواین من جاتون برم ؟
سلام.کم پیدایید.حای خودتون میتوانید .ولی خودشان فرموده اند جای خودت کسی را نفرست.
رضوان جان عزیزم، من اینو یاد گرفتم که قرار نیست آدما حرفایی بزنن و کارایی بکنن که من دوست دارم. در نتیجه بهتره خودمو از موهبت تو جمع دوستان بودن محروم نکنم و تفاوتارو بپذیرم.
این دومین بار است
شاید خوش بگذره بهتون
بودن توی جمع کلا خوبه
مخصوصا شما که بنظرم آدم برون گرایی هستید
بله شمع محفل میشم ولی باز اجتناب می کنم.
من حتی در گرو هایی مجازی همکاران قدیمی هم شرکت نمی کنم
چون احساس می کنم یک مشت ملت بیکار دور هم جمع شده اند و از صبح تا شب چرت و پرت می گن و تکرار و مکررات را بار ها می گذارند
خوندن وبلاگ ها را بر هر چیز ترجیح می دهم
محازی ها خیلی شلوغند
به نظرم اگه خودتون هم یه کوچولو دلتون میخواد به مهمونی برید. توی جمع معمولا حال دل آدم عوض میشه. شاید این بار مهمونی رو دوست داشتین
قلب:
شاید آماده رفتن شوم.ممنون از توصیه متعهدانه شما.