اصطلاحی بود که مادر مرحوم همسر به کار برده بودند، وقتی عروس های همسایه با هم نشسته بودند کنارشون وبهشون گفته بودند به عروس خانوم تون بگین بیان با ما بریم سالن ایروبیک شاید یه خورده تنش گوشت بگیره و خوش فرم بشه.
من وقتی با خبر شدم که عروسای همسایه شون منو دیدند و گفتند:« خدا بده شانس»،سوآل کردم انشا الله،گفتند نمی پرسی چرا میگیم؟گفتم:« خب اگر دوست دارید بگین چرا میگین؟»گفتند آخه میخواستیم بهشون بگیم عروس تون به ظاهرش اهمیت نمیده و ورزش نمیاد ،گفتند درس داره ،بچه کوچیک داره،کار بیرون و کار خونه داره این شمایید که معنی تون جمع است پس می تونید باهم دیگه برین تفریح و ورزش و ...در غیاب ات دهان ما را دوخته و اجازه نداده حرفی بزنیم.
گفتم ایشون با وجودیکه ۵۳ سال دارند دو داماد و چهار عروس دارند مرتب در خانه مشغول پخت وپز و سامان بخشیدن سه فرزند دیگه شون هستند و هرچند وقت یکبار به خواهر و فرزندان برادرشان مهمانی بزرگ میدن و واقعا به سلامت خود اهمیت نمی دهند بهتر بود برای خود ایشان نگران می شدید و توصیه ای می کردید البته درین شک ندارم اجازه نمیدهند دیگران در امور فرزندان و خانواده شان دخالت آشکار کنند.گفتند پس در وتخته جفت و جوره ، ما بریم نون و ماست مون را سق بزنیم.
خدا رحمت کنه
عروس و مادرشوهر که نباید هوای همو داشته باشن
باید سایه هم رو با تیر بزنن
چه عروس فرهیخته ای وچه مادر شوهر فرزانه ای روحشون شاد وسلامتی شما مستدام
ممنون مادر خانوم فرشته های زیبا
چقدر اسم وبلاگت آشناست . از ولاگ نویسهای قدیمی هستی ؟
بله عزیزم از سال 82 تا 88 یکبار نوشتم .با دوماه ترک بلاگ اسکای یکبار دیگر بعد دوماه شروع کردم و تا سال 1401باز نوشتم ولی کمتر.
اینجا یکساله شده
عروسهای همسایه واقعا شورش رو درآورده بودن ها:))))) آدم یاد این سریالها میافته.
لیلی جان ! عروسای همسایه انتظار داشتند ازین نمد برای خود کلاهی دوزند چون معتقد بوده اند مادر همسر ،در انتخاب عروس هایش ،سلیقه پسرانش را ، لحاظ نکرده است و البته حق پسرانش ،عروس های خوش فرم تری بوده،غافل از آنکه پسران مادر همسر کاملا مطیع اوامر مادرشان بودند.چون ایشان زن عاقل دنیا دیده ای بودند که امرشان در خانه ساری و جاری بود خدا ایشان را رحمت کند که ظاهر بین نبودند.