آخرین شهریور که مادر داشتم.مادری که خیلی دوست داشتنی بود برام.این روزها غمگینی به سراغم اومده.یکشنبه با دوستان دبیرستان ملاقات در دورهمی داشتیم ولی نمی دونم چرا وقتی تنها میشم یاد مامان می افتم .نوه های ملوسم را دو هفته شده ندیده ام.چون سفر بوده اند .خدا حفظ شان کنه.پسرا هر دو کمتر سراغم میان.البته به اونا حق میدم ولی کاش بتوانم تاب بیاورم این تغییرات ارتباطی را.تازگی دو یا سه ارتباط با دوستانی که ناراحتند بر من اثر داشته.
سلام رضوان عزیزم
منم آخرین شهریوری که مادر داشتم ۱۴۰۰ بود.روح مادرامون شاد و یادشون گرامی
روح خواهر عزیزتون شاد
من پدرم رو هم سالها پیش از دست دادم.
سلام عزیزم .خدا روح نازنین شون را شاد کنه.خدا روح پدرهامون را هم شاد کند و خواهران من
روحشون قرین رحمت الهی...
زود زود نوه ها بیان سراغتون...غصه تون گم بشه
روح مادرتون شاد
زندگیه دیگه رضوان جان باید گرفتاری های بچه ها رو پذیرفت
چه روزگار غریبیست
خدا بیامرزه
خدا پدر شما را نیز بیامرزد عزیزم
عزیزم رضوان خانم مهربون و محبوب
حق دارید واقعا
توی این ماه غصه ی رفتن مادرتون تازه تر شده
انشاالله ایشون بهترین جای بهشت باشند و خدا دلتون رو آروم کنه
ممنون زینب خانم عزیز
سلام استاد نازنینم. خوبید؟
قلب مهربونتون همیشه غرق شادی باشه.
روح مادر عزیزتون شاد باشه
سلام.ممنون .خدا مادرشما را حفظ فرماید
روح مادرتون شاد.عمرتان دراز درکمال صحت وسلامت.دورهمی خیلی دوست دارم ولی تصمیم گرفته ام کمتر حرف بزنم.دورهمی وحرف نزدن باهم خیلی جور درنمیاد
ممنون از دعای خیر شما.
خدا رحمتشون کنه مادر گرامیتان را!؟
من یه سری صوت گوش می کردم در مورد رشد فردیت بود حتما شما بهتر می دونید، می گفت بخشی از وجودتون هنوز کودکه که این احساس ها میاد سراغتان!؟
ممنون از دعای خیر شما.حتما دراندرون ما جریانی میگذره که مسبب احساسات ماست.باید پیداش کنم.
مثل همیشه چاره کار در کتاب است. کتاب داستان یا ناداستان شما را از آدمها دور میکند و دنیای زیباتری برایتان میسازد
کتاب خوندن از ادما را دیدن بهتره
روح مادر بزرگوارتون شاد و دلتون آروم.


امین .ممنون