نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

در تبعید

کتاب  مردی در تبعید ابدی(نادر ابراهیمی)

خدایا!

رهی پیش ام آور که فرجام کار

تو خوشنود باشی و من رستگار

نظرات 5 + ارسال نظر
نسیم شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 02:05

رضوان عزیزم سلام
فراموشی مادرم یک طرف توهم شان یک طرف !
مثلا به عمرش باشگاه نرفته خاطراتی تعریف میکند که گویا روتین زندگیشان بوده
هر کسی هر بیماری دارد میگویند من هم اونطور بودم ، هر کسی هر سفری هر مهمانی هر جایی که می رود میگویند من هم با او بودم
و.....
گاهی سکوت میکنیم
گاهی فقط می گوییم نه !
لطفا راهنماییم کنید رفتار درست چطور هست ؟

سلام نسیم جان،اسم این نشانه افراد مبتلا به الزایمر ،قصه گویی(افسانه پردازی) است و ممکن است متهم به دروغگویی شوند و نوعی دفاع دربرابر فراموشی های لحظه ای است.معلومه از فراموشی متنفرند و با سر هم کردن یه داستان از حافظه دور نه حتی تحربه شده و پردازش آن میخواهند بگویند من فراموشی ندارم.ناخودآگاه به ورطه دفاع می افتند.مقابله نکنید.نگین اینا چیه سرهم می کنی،بگین :مامان اکر کسی مبتلا به ناراحتی معده شد چه درمانی به نظر شما می رسد (اکر گفتندمعده ام ...داشته،)

عمه اقدس الملوک جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 20:34 https://amehkhanoom.blogsky.com

قره بالا جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 18:30 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

ان شاء الله

یاس صبور جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 14:32

آمین

گیل‌پیشی جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1402 ساعت 06:25

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد