ساعت ۵۰۳۰ صبح از خواب ناز بیدار شدم(یعنی ،چه خواب خوبی!).
به کدام خوابها میگن خواب خوب؟(بماند).
برای ادای فریضه( !)نماز صبح عجله کردم،چون کمی تاقسمتی وقت ،تنگ بود.
به یادم آمد دستور آزمایش خون دارم،لباس پوشیدم و به سوی
آ زمایشگاه ،سلانه سلانه،قدم زنانا (آخه ساعت شش و ربع بود)
بعد از ربع ساعت طی طریق کردن،جلوی آزمایشگاه بودم ولی کمی زود رسیده بودم و می بایست سه ربع ساعت دیرتر می رسیدم.پس شروع کردم قدم زدن در خیابان منتهی به پارک ، تا تکلیف پیاده روی صبحگاهی روشن شده باشد.
سر ساعت هفت و ربع ،پذیرش آزمایشگاه صدا زدن شما ره ۳،به باحه یک.شماره را نشان دادم و کارت ملی خواست ،نشان دادم و اسم و فامیل را چک کرد ،بعد فرمود ،«اریترو پویتین؟»نداریم ،برو آزمایشگاه مرکزی.
آه از نهادم برآمد ،بعد از یکساعت معطلی با زبان روزه؟
راه افتادم رفتم ایستگاه اتوبوس.سوار شدم.رسیدم آزمایشگاه مجهز شریفی.دوباره گرفتن نوبت،دوباره نشستن تو صف،تا اینکه ساعت هشت و ربع ،خوشحال و شادمان برگشتم خونه،تو راه، خرید سبزی و میوه را هم انجام دادم. دیدم خیابان جلو نانوایی شلوغه ،تعجب کردم.گفتند اینحا پیرمرد کهنسالی،زندگی را بدرود گفته.
خدا توانمضاعف بده بهتون
هیچ وقت دلمنمیخواد به سنین بالاتر برسم ...از بچگی دوست نداشتماما افرادی مثل شما رو میبینمفرهیخته اهل قلم تحصیلکرده و فعال ....میگمپس میشه امید داشت !
خدا حفظتون کنه
امیدوارم حالت خوب باشه.
تو از منم فعالتری ^_^
چقدر فعالیتت زیاده. منم بعضی روزا اینقدر روی پا می ایستم و کار خونه انجام میدم و خریدای خونه می کنم که از شدت خستگی بیهوش میشم. ^o^
پر انرژی باشی عزیزم :-*
نه به اندازه شما فعال نیستم،اما کمی تا قسمتی حرکت درمانی باید داشته باشم.
جالبه که من هیچوقت ماه رمضون آزمایش نمیدم و همیشه نگرانم بعد از آزمایش ضعف کنم
خدا قوت بده بهتون و انشالله سلامت باشید
تا وسطای پست امید داشتم شمام روزه نبوده باشید که نوشتید با زبون روزه
ایشالا سلامت باشید همیشه.
ان شاء الله جوابش عالی باشه
روحش شاد
ممنون نازنینم.
با یه تیر چندتا نشون زدی
آره خدا را شکر
احسنت به رضوان همیشه زرنگ
تقریبا همیشه