نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

شبی بهتر ازهزار ماه

خوشا آنان که شب تا به صبح رو به خدا گفتند:  «العفو».

مثل همه شبهای قدر سال های گذشته ام(تا۶۴سالگی)دیشب هم عزم خواب کردم ،ولی خدا قبول کند دو یا سه برنامه دعا برای دل کم توقع خود داشتم.



دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند


واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

 ۱۳۲
 بیخود از شعشعهٔ پرتو ذاتم کردند


باده از جام تجلیّ صفاتم دادند


 
 چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 
 بعد ازین روی من و آینهٔ وصف جمال

که در آنجا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند



 




 من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب

مستحق بودم و اینها بزکاتم دادند



 
 هاتف آنروز بمن مژدهٔ این دولت داد

که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

 
 این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد

اجر صبریست کزان شاخ نباتم دادند

 
 همّت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
 
 که ز بند غم ایّام نجاتم دادند
نظرات 4 + ارسال نظر
لیلی دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 20:00

قبول باشه

قره بالا دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 16:27 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

قبول باشه

khatoon دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 16:06 https://memories-engineer.blogsky.com/

قبول باشه
بهترین تقدیرها براتون نوشته شده باشه

گیل‌پیشی دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 12:38

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد