نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

«منع تو آستینه»

یه روز خانم زیبایی را در بخش بستری دیدم که دوتا دختر و یه پسرش را آورده بودند ملاقاتی اش.قصه دردناکی داشت.جالب بود که رفته بود اتاق چت یاهو ، تا سر فحش را بکشد به آنان که چت س.ک.س.ی می کنند.یه آقا از همون اتاق گفته بود بیا خصوصی تا از تو سوآل کنم اگر مخالف چت س.ک.س.ی هستی، پس چرا اینجایی؟

گفته بود اومده ام بگم ،بیکاره ها،منزوی ها،بیمار های ج.ن.س.ی.

بعد ها دوستی شان آن چنان ریشه دار شده بود که همسر دندان پزشک این خانم هم در جریان قرار گرفته بود و برادر پزشک اش که همسر خود را طلاق داده بود ،قصد جانش را کرده بود.

هر روز تو بخش چشم به راه بود ،تا من و دانشجوها از راه برسیم ،قصه پر غصه زندگیش را ادامه دهد.

یه روز هم اومدیم تو بخش دیدیم شوهر معروف و مشهورش رضایت داده بود و برده بودش.

دانشجوها دور و بر بیمارای ملوس تر جمع میشن.

نظرات 4 + ارسال نظر
قره بالا پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 00:59 http://Www.eccedentesiast33.blogsky.Com

من دقیقا نفهمیدم چرا رفته بود توی چت روم؟
از روی بیماری رفته بود؟ یا بعد از اتفاقاتی که افتاده بود بیمار شده بود؟

گیل‌پیشی چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 22:07

None چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 19:45

نچاق یعنی چی

سلام

نچاق یعنی چاق نَه

چاق یعنی سلامت

مادربزرگم به هر کی بیمار شده بود می گفت نو چاق شده یعنی سلامتی اش را از دست داده



ومن چون عاشق مادر بزرگم بودم واژه او را برای نام وبلاگم انتخاب کردم.



no یعنی نَه

چاق یعنی سلامت



چون من در سن پنج سالگی به مرغ پاشکسته ام می گفتم نُناق شده.به تبعیت از مادر بزرگ



و دایی ها می‌گفتند جوجه ات چٕش شده؟تا من بگم نناق و اونا ببوسندم

لیلی چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1402 ساعت 17:54

متاسفانه بیماران خیلی آسیب پذیرن و اونهایی که نباید به یادگی فریبشون میدن. چه ارتباط خوبی بین شما و بیماران بوده.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد