دلم کباب نخوردن هاش است.از ۴:۴۳,صبح تا ۶:۳۸عصر میخواهد نخورد و نیاشامد.
خودش میگوید برای سلامتی ،ولی با طلوع فجر ازافق شرق نمیخورد و با فرورفتن خورشید در افق غرب خوردن را آغاز میکند،قصدش فریب من است.معتقد است ،ولی از من پنهان می کند.
به او میگویم ممکن است بیمار شوی،ولی اعتنا نمی کند و کار خودش را می کند.
عجب!
جدی تر از او پسرهام هستند،هردو با سن کم شروع به گرفتن روزه کرده اند ،نگاه دست باباشون می کنند.
امیدوارم در سال جدید رضوان خانم افتخار بدن و جواب کامنت ها رو حداقل با یه استیکر بدن
نماز و روزه تون قبول
کجایین رضوان جانم؟
چرا نمی نویسید؟
با درود
خدا کند همین طور بمانند
پسر من هم اهل روزه و نماز بود
یهویی همه را بوسید و کنار گذاشت
البته هر جا که گیر کند دستش به سمت خدا دراز است ولی نمی دونم این دو رکعت نماز چه سختی ایی دارد که خیلی ها ترکش کرده اند
بله رضوان جانم
ghara
البته چیز خاصی نیس
یکم غر زدم
سلام، من امشب مهمان وبلاگ شما بودم و تمامش رو خوندم. لذت بردم از دیدگاه و سطح نظرات و لحن و بیان شما. کاش مثلا همسایه ما بودید و من ساعت ها پای صحبت شما مینشستم. از خدا برایتان سلامتی و دل خوش و آرامش آرزومندم.
سال نو و بهار نو بر شما و خانواده محترم مبارک باد





قبول باشه نماز و روزه هاتون
ممنونم رضوان عزیزم
ان شاء الله
قبول باشه ازشون
یه حسی بهم میگه رضوان خانم میخوان به همه برو بچ پبلاگی افطاری بده
فرارسیدن بهار، که نشانه قدرت لایزال الهی است و همزمانی زیبای آن با بهار قرآن را تبریک میگویم و سالی سرشار از برکت و لبخند ونشاط وسلامتی را از درگاه خداوند سبحان برای شما آرزومندم.
درود بر خاله رضوان
سال نو بر شما مبارک.
یادش بخیر قدیمیها به ماه رمضان میگفتن ماه مبارک.
از وقتی که اعتقاداتم شخم عمیقی خورده اند دیگر اثری از تبرک و برکت در زندگی و حتی سر سفره نمی بینم. قناعت و سختکوشی هم که به تاریخ پیوسته و جایش را به تجملگرایی و رفاه داده...
من که از دست رفته ام و نسل بعد از من بدتر. شما بعنوان آخرین یادگارهای گذشته بمانید.
کامنتی که نوشتم کات کردم و در وب خودم به اشتراک میگذارم.