نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

لیلای بخش روان

 آهنگ لیلای بهرام را شنیده اید؟

چرا همه برای لیلا میخونند؟

.تا حالا کسی برای رضوان آهنگی نخونده.

یه روز تو ماشین بودیم و پسرم تازه داماد شده بود،آهنگ لیلا،لیلا،لیلا،لیلا را بردند ،پخش می شد.من هق هق گریه میکردم،احساس میکردم پسرم را بردند،چون کمتر می آمد خونه ما .اون لیلای من بود.


یه روز هم تو بخش  بیماران روان بودم ، یه بیمار بنام لیلا داشتیم ،پرستار خوشگله بخش، براش با صدای قشنگش میخوند :«لیلا فدای تو گِردُم،ناز و ادای تو گِردُم،یواش ،یواش راه میروی،راه رفتن های تو گِردُم.صدای مفش پات میاد،کفشای پای تو گِردُم.

یهو روان پزشک وارد ایستگاه پرستاری بخش ، شد،پرستاره گفت :«آقای دکتر فکر نکنی دیوونه شده باشم ها»،

آقای دکتر (رئیس بیمارستان)گفت:«شک ندارم».

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد