نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

چرا بنویسم؟

بعضی می نویسند تا  دیگرانی را هم از آنچه در مخیله شان در گذر  است،مستفیض کنند.بعضی می نویسند تا هیجان شان مفری پیدا کند.بعضی می نویسند تا متبحر در نوشتن شوند،بعضی می نویسند تا فریاد رسی بیابند،بعضی می نویسند ،تا منفجر نشوند.

تو چرا می نویسی؟

من می نویسم تا بعد ها با خواندن ان بتوانم خود را تجسم کنم در چه حالی بوده ام.

میگن:« شب سمور گذشت و لب تنور گذشت».

یا «زمستون میره و رو سیاهی اش به ذغال میمونه»,پس همه بنویسیم.

بعضی ها با نوشتن به من نشان داده اند در تجربه بعضی حس ها ،تنها نیستم.

بعضی با نوشته هاشون منو ترغیب به دانستن بعضی چیزها کرده اند که خودم نیاز به دانستن آن را احساس نکرده بودم.

جالبه که بعضی ها میان اینجا و به من توصیه میکنند در این باره بگو یا بنویس.

بعضی میان اینجا و مسخره میکنند این چی بود نوشتی .و بعضی میان میگن حرمت قلم را نگه دار ،نوشتن چنین چیزی لزومی نداشت یا ...

امکان خوبی است اگر بگذاریم همه به روش خود از ان استفاده کنند.

نظرات 3 + ارسال نظر
یه پری شنبه 21 آبان‌ماه سال 1401 ساعت 15:24

بنویسین از همه چی.. هر چی قلب و ذهنتون میگه و به حرف بقیه توجه نکنید
مراقب خودتون باشید دوست محترم

علیرضا دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1401 ساعت 13:57 https://malikhulia.blogsky.com/

نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

حافظ

حمید دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1401 ساعت 10:00 https://seyedhamidhavaeji.blogsky.com/1394/12/24/post-138/

توصیف جالبی بود. وبلاگنویسی کلا این خاصیت رو داره که آدم بتونه بعدها برگرده و خودش رو با گذشتش مقایسه بکنه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد