بعد از دوسال از آنژیو و معایعات هر چند ماه یکبار،رفتم نزد دکتر امیر رضا سجادیه پزشک آنژیو گرافیست خود.
گفت در محل قلب درد حس می کنی؟گفتم نه.گفت نفس تو سینه ات حبس نمیشه؟گفتم نه.گفت تکرار دستورات .میتونی بری.
سه ساعت ئ نین تو نوبت همین ویزیت کوتاه بودم.ساعت چهار از خونه بیرون رفته بودم و ساعت هشت بر گشته بودم.چقدر خوابم می آمد .دیدم پسرم از تهران رسیده و باباش براش شام پیتزا سفارش داده است.به اتفاق اونا ناپرهیزی کردم و پیتزا را به یاد مامان خوردم و نماز خوندم و خوابیدم.
شهر را در حالت عادی ارزیابی کردم.همه چی آروم به نظر می رسید .