بیدار است .در نکاه اش غمی عمیق دیده می شود می گوید خلقم گرفته .موهاش را با بی حوصلگی به پشت گوش می برد.بهش میگم یه شعر زمزمه کن.میگه بلد نیستم . میگم هر چند کوتاه.زمزمه می کند .مینویسم.به دانشجو ها میگم هر کی بسته داره متن کامل این شعر را جستجو کنه.صبا سرچ(جستجو)می کند .متن را نشانم میدهد.میگم روی یه صفحه دفترچه یادداشت جیبی خود یاد داشت کن و تا ظهر کمکش کن یاد بگیرد .سوآل می کند اینم جزء پرستاری از بیمار است؟میگم تو به وسیله اینکار می تونی از کانال علایق بیمار ارتباط با او را آغاز کنی ....روز خوبی در کنارش داشته باش