صبح روز شنبه عازم هستم به سوی مرکز دیابت برای دستورات پزشک خاص خودم.صبحانه را آماده کرده ام روی میز برای همسر .بعضی داروهامو خورده ام بعضی را می برم و ناهار امروز هم که باقی مانده شام روز پنج شنبه(از مهمانی نوه ها و پسر وعروسم)دارم.تا عصر امروز میخواهم کلی کار کنم تا وقتی دوشنبه پسر و عروس(دومی) از تهران می رسند،متوجه تنبلی هام نشوند .خونه باید زیبا به نظر شان برسد و ندانند من اهل تمیز کاری چندان نیستم.خدا رحمم کند بتوانم بر خستگی یا تنبلی فائق آیم.و دیدار بعد از یک ماه خوشایند باشد.
ایشالا که خوش گذشته
کنسل شد به تعویق افتاد و هفته آینده برنامه روز پدر اجرا می شود

سلام و از همین حالا تصمیم بگیرین یه خانم کمکی ماهیانه یا دو هفته یه بار بیاد کمک تون که با توجه به وسواسی نبودنتون خیلی هم راحت می تونین کنار بیاین و هم همیشه یه خونه تمیز دارین و هم خسته نمی شین و هم برای دوران پیری تون عادت کردین به کمک گرفتن اینو من روزی صد بار به خودم و گاهی به همکارم می گم ولی هر بار دو هفته طول می کشه که تصمیم بگیریم و زنگ بزنم به خانم کمکی چون باید قبل و بعدش خودم بیشتر کار کنم تا واسه پیری هم عادت کنم به کمک گرفتن و قبول داشتن کارشون
چه توصیه خوبی!عزیزم
واقعا کمک خواستن هنر بزرگیه
سلام بانو جانم

ان شاءالله 

البته که لطفا به خودتون فشار نیارید، اونها باید شرایط شمارو درک کنن 
سلام عزیزم.خودم هم معتقدم نباید دچار تکلف شوم ولی نگران اینم که عزیزانم سخت شان باشد از بهشت خانه شان دور شوند و بیایند خانه در حد بهشت خانه من

از همین حالا خدا قوت
از همین الان ممنون