روزا همه مث هم نیستند.بعضی هاشون میشن روز شادی و بعضی هاشون میشن روز غمگینی.امروز را خدا به خیر کند برایم.دعوت بودیم باغ برادر کوچکتر همسر،زنگ زد عذر خواهی کرد که کنسل می کنه،گفت بچه شون بیماره و آش رشته پزون تا اطلاع ثانوی معلق است.من صابون به شکمم نزده بودم.صبحانه امروز حلیم شیر و عدسی داریم .خوشحالم که بارون دیشب هوا را لطیف کرده و صبحانه تو پارک خوردن به من میچسبه به همراه چایی داغ و خرما.بفرمایید صبحانه.
نوش جانتون
سلام استاد مهربونم. خوبید؟
به به، ماشاالله چه صبح دلانگیزی بوده. حلیم و عدسی و هوایی دلبر
عالی بود
سلام وقتتون بخیر

سلام سمیرا جان.جمعه خوبی داشته باشی،مهربان