دیروز ساعت سه و نیم بود که ما رفته بودیم جشن عقد.چون یادم رفته بود موبایلم را شارژ کنم ،نتوانستم عکس بگیرم.
عروس خانوم که 22 سال و شش ماهه بودند با آقا داماد 27 ساله مدت ها مهمانان را سر گرم کردند.شربت و شیرینی و میوه و آهنگ و زنان بزک شده و لباس های رنگ رنگی و حرکات موزون ، غوغایی به پا کرده بود .
متاسفانه سالن پذیرایی با جاذبه های بیشمارش ، جای راحتی برایم نبود و وقتی در ساعت شش به خانه رسیدیم ، مدهوش به رختخواب رفتم و تا ساعت سه و نیم بامداد همچون آدامس به رختخواب چسبیده بودم.
خدا خیرش دهد همسر را که، بیدارم کرد تا داروهایم را بخورم وگرنهمعلوم نبود امروز با چه حال از خواب بیدار می شدم.
هرچه به عروس زیبا نگاه می کردم ،بر میزان وحشتم افزوده می شد که با چه بضاعت دارد به خانواده همسر میرود.
تنها یک خواهر همسر داشت که عاشقانه تحویلش می گرفت.خودش اما...نگویم دلم می سوزد بگویم دهانم.خدا آینده اش را روشن و نورانی گرداند.
همه متحیر بودند از زیباییش که با بزک صد چندان شده بود.(همواره شکننده تا امروز ارزیابی اش کرده ام).
وقتی به دنیای ما پا گذاشت کسی فکر نمی کرد بتواند دوام بیاورد (از کم وزنی).
اما گویا محاسبات ما درست از آب در نیامد و لیسانس خود را در رشته روان شناسی(که در آن معلوم نیست چقدر دوام بیاورد)به پایان رساند.
نمیدونم آدمها چه جوری جرات میکنند ازدواج کنند.
بیگدار به آب زدنه
خوشبخت بشن
انشا الله هر دختر و پسر که ازدواج میکند(حتی خود شما)،بی نهایت شاد و خوشبخت باشد.
راستش اعصاب منم ریخت و پاشهای زیاده از حد رو نمیکشه، زمانی هم که میدونم قراره با چه زحمتی این مخارج تامین بشه اصلا بهم خوش نمیگذره
خوشبخت بشن الهی
ازدواج هایی که پی اینهمه مخارج باشد به ورشکستگی می انجامد.تازه اینا حواس شون بود دست کم بگیرند.
مبارک باشه ان شاءالله

خدا کند که مبارک شان باشد.
ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر شوند
انشا الله.
ازدواج های الان شکننده پیداست
برای عقد پذیرایی خوبی بوده
خوشبخت باشند ان شالله
شکننده و ...
حسابی ترکونده بودند.
الهی
همیشه به شادی. انشاالله که خوشبخت شوند.
انشا الله . به خیر و خوشی عروس و داماد جوان
مبارک باشد
سن ازدواج همین است بانو ۲۲ و آقا ۲۶ یا ۲۷ ساله
اولین بچه هم حداکثر یک سال بعد ازدواج
ظاهرا جشن به صرف ناهار بود
چون ساعت ۶ بر گشتید و تا ۰۳۳۰ هم خواب بودید
تناسب سن (ظاهرا)و سن مناسب ازدواج (!)ولی جشن عقد بود که به صرف شیرینی و شربت و کیک و بستنی و انواع میوه فصل ودیگه نگم از ماشین گل و بوق و کاروان عروس( وشش عصر ختم مراسم رسمی)