دعا کنید هیچکس اضطراب و دل نگرانی نداشته باشه.
به نظر شما ،میشه کسی آرزوی پیشرفت داشته باشه ، ولی مضطرب نباشه؟
پس برای موفق شدن باید صابونش را به تنت بمالی که تجربه اضطراب داشته باشی.
من دعا می کنم تجربه شیرینی باشه برات.به خودت وعده بده اینجوری :«یکسال بخور نون و تره،صد سال بخور نون وکره».
بعد یه گفتگوی درونی داشته باش
:«هر کسی طاووس خواهد ،جور هندوستان کشد».
اما بعضی اضطرابها جور دیگه ای هستند.مثلا اضطراب اینکه مهمونی امشب چی میشه؟نکنه غذا کم بیاد؟نکنه...ونکنه...
با درود
اضطراب در دادن میهمانی ها
یاد یک خاطره افتادم
عمه ی پدر به جای نمک در برنج در حال غل
چوبک ریخته بود
چوبک ماده ی قدیمی برای شستشوی لباس بود
که بعد ها پودر برف و تاید و ۰۰۰ جایش را گرفت
میهمانی به مناسبت پا گشایی اقوام عروس بود
طفلک چه بسیار اضطراب
رضوان جانم حرفتون کاملا درسته. اضطراب داشتن بخشی از زندگیه وقتی قراره عادتای قبلیمونو بشکنیم و راحتیمونو رها کنیم و بزنیم تو دل کار جدید.
اما خب اگه زیاد بشه، رسما فلج کننده است و باید یه فکر اساسی براش کرد چون احتمالا داستانش ریشه داره.
من وقتی مهمون دارم استرس خوشمزه بودن یا نبودن غذارو دارم همیشه
اضطراب خوبه ولی اندازه اش مث نمک غذا
اضطراب برای پیشرفت همانند اصطکاک برای حرکت لا محاله است.
اندازه نگه دار که اندازه نکوست.
آشپز که دو تا میشه آَ شور میشه یا بی نمک
ندای درونی (والد کنترل گر )و خودمان دوتا آشپز هستند که مملکت وجودمان را ...
سلام
؟
حالتون خوبه بانوجان
این اضطراب خیلی ازاردهنده س گاهی فلج کننده س..
سلام پری جان،خوبم خدا را شکر .
مامان منم برای سال کنکورم اینو می گفت
سلام نگرانی هارو کنترل کنید