شاید باعث تعجب بعضی شود که در ساعت 4 صبح وبلاگم را به روز می کنم.خواب از سرم پریده نه الان ساعت یک و نیم شب.البته کمبود خواب ندارم.بلکه شبا بیدارترم تا روز ها.شاید از وقتی پرستار شیفت شب شده ام این حالت در من ایجاد شده شاید چون راه مدرسه ام از خانه دور بوده و وقتی عصر از مدرسه به خانه می رسیده ام خوابم می برده تا نیمه های شب که بیدار می شده ام تکالیف درسی ان را انجام می داده ام.اصولا هر وقت میلم کشیده و خوابم گرفته خوابیده ام و این باعث شده خواب خوب شب تا صبح را از دست بدهم و حتی اگر شبا دیر ووقت هم بخوابم نیمه شب بیدار می شوم و تا صبح دیگه خوابم نمی بره .برای اطرافیانم تحمل این وضع خواب من دشواره و مدام بیادم می آورند.
بیداری در نیمه شب عالمی دارد اگر بقیه بذارند
بله عالمی داره.
سلام استاد عزیزم. من عاشق شببیداریم
من نیز هم.شاید دوری از غوغای جهان را بیشتر دوست داریم.
توی خانم های هم نسل شما این مدل خوابیدن رو بیشتر میبینم رضوان جانم
ولی دلیلش رو نفهمیدم
پا به سن گذاشته ها دنیایی متفاوت دارند.
با درود
شغل من هم شیفتی بود
چهار صبح بهتر زمان برای عبادت هست
از خدا خواهیم توفیق عمل
سلام. من که تعجب نمی کنم. چون خودم هم تقریبا هر روز از ساعت 4 صبح بیدارم.
شما خانم فعالی هستید و از هر انگشت تان یه هنر می ریزه ماشا الله.