نچاق

وبلاگ خاطرات

نچاق

وبلاگ خاطرات

داستان مردی که با چادر همسرش خودش را از طبقه سوم( آپارتمان شان )

من نه تنها که خود به چشم خویشتن قصه های زندگی بیماران روانی را دیده ام که گاها از همکاران روان شناس شنیده ام.در بخش روان پزشکی گفتن و شنیدن داستان زندگی بیماران روان ممنوع است چون قصه تکراری زندگی جمع انسانهاست .وگرنه می شد سناریو نوشت.

 همه در سکوت مشغول کار با بیمار روانی اند و فقط گاها قصه ای گفته می شود .

در زمان های قدیم که تیم درمانگر با سواد کمتر کار می کردند قصه ها دهان به دهان می شد .چون گاها قصه ها به قدری بولد است boldوعجیب است. که...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد